Rosetta – 2010 – A Determinism Of Morality

منتشرشده: 2012/12/08 در Rosetta

تمام دنیا تکثیر سردی تبری ست

که ساقه های مرا قطع می کند از بیخ

تمام دنیا یک مشت اسم مسخره است

که بسته بود مرا روی هیچ چی با میخ

تمام دنیا جبری ست بین مرگ و مرگ

شنای مسخره ای توی آهک و زرنیخ!

تمام دنیا مشتی دروغ واقعی است

که می دهند به خوردت، که می شود تاریخ!

(مهدی موسوی / پرنده کوچولو)

cover

Band: Rosetta
Album: A Determinism Of Morality
Year: 2010

Rosetta بندی امریکایی است که فعالیت خود را از سال 2003 آغاز کرده؛ بند پس از آزمون و خطاهای مختلف اثر زیبا و قابل بحثی در سال 2010 بنام a determinism of morality ارائه داده که در این پست قصد معرفی آن را دارم.

سبک اثر یقینا جز Post Metal نیست. شاید اگر بخواهم تعداد بندهای خوب این سبک را نام ببرم تعداد انگشتان یک دستم نیز زیاد باشد! علت این مساله را می توان در دو نکته جستجو کرد: اول انکه این سبک همچنان در حال شناخته شدن هست و مدت زیادی از فعالیت هنرمندان این سبک نمی گذرد. دوم اینکه بندهای مختلف بدون توجه به اصول Rock، و در سایه آن توجه به ریزه کاری های Atmospheric Rock و باز هم در سایه آن! بدون توجه به خصوصیات Post Rock قصد ساخت اثری با ویژگی های Post Metal را دارند !! عملی که یقینا غیر ممکن می نماید. Post Metal در حقیقت پلی بین دنیای رئال Rock و دنیای سورئال Sludge است. پلی که برای ساخت آن باید به هر دو طرف راه اشراف کامل داشت! مهمترین ویژگی Rosetta شاید همین برقراری تعادل بین Rock و Sludge باشد.

 Rosetta، راک را به گونه ای مسخ شده و با بهره گیری از امبینت به Post Rock تبدیل می کند و با بهره گیری خوب از ویژگی ها و عناصر Sludge، سعی در گذار از Post Rock به Sludge را دارد. شاید مهمترین ویژگی ای که سبک Rosetta را «Post Metal» می نامد همین عبور عینی او از  Post Rock به Sludge باشد. گذاری که اگر به درستی شکل گیرد نه تنها بند، که این سبک مهجور را ترفیع می بخشد.  A Determinism of Morality اثری است که در کنار تسلط بر فضاسازی های امبینت گونه ی Post Rock، از ویژگی های ساختاری Sludge – که تا حد زیادی از Doom منشعب شده – بهره گرفته تا اثر اصولی ای در Post Metal باشد. تسلط Rosetta بر Post Rock را می توان در قطعه ای همچون blue day for croatoa به وضوح مشاهده کرد. قطعه ای که در لحظات انتهایی آن نیز به شکل عجیب و فوق العاده ای از گیتار باس استفاده می شود.

استفاده افراطی از گیتار باس و درامز آنگونه که نیازمند یک اثر Post Metal با گرایشاتی نسبت به اسلاج است، ریف هایی مبتنی بر اصول ریف های وهم گونه اسلاج – که می توان در قطعات اول و چهارم و هفتم با حجم بیشتری شاهد آنها بود -، فضاسازی های اتمسفریکی که خاص ِ اثار اولیه و اصولی Post Rock است – که می توان در قطعات دوم و سوم و پنجم و هفتم با حجم بیشتری شاهد آنها بود – وکال و درامزی که لحظه ای از فرم خود خارج نخواهند شد کاملا بر اصول Post Metal مبتنی است. همه چیز سر جای خودش است. اینکه همه چیز طبق اصول است شاید برای سبکی غیر از Post Metal نکته ای منفی به حساب آید! Post Metal در چارچوب خود انقدر خلاقانه است که فعلا نیازی به نوآوری های خلاقانه ندارد! این سبک، فرمی مدرن را در اختیار مضامین مدرنی قرار می دهد که این روزها بیان شان به کلیشه تبدیل شده ولی هنوز فرمی در قرابت با خودشان پیدا نکرده اند! Post Metal فرمی است که اگر به خوبی نواخته شود، می تواند چارچوب خوبی برای مضامین فلسفی و کلیشه ای امروزی باشد. مضامینی که این روزها بی هویت مانده اند و نیازمند تبدیل شدن به «حس» هستند.

اشعار در a determinism of morality اساسا اشعار فلسفی، پیشرو و خاصی به شمار می آیند. «تکرار»هایی که در لیریک شاهد آن هستیم برای تاکید بر قسمت های مهم متن، و ایجاد سردرگمی ذاتی آن است. سردرگمی ای که اساسا در ذات و ماهیت «پست متال» وجود دارد، در لیریک نیز به شکل واضحی دنبال می شود. لیریکی که با افکت و ملودی وکال شدیدا «خاص»ـی روبروست و به سختی میتوان کلمات را از یکدیگر تشخیص داد.

ماهیت «سردرگمی» ای که به شکل بالقوه در اشعار موجود است، با ریف های اسلاج گونه گیتار، ملودی های وهم انگیز وکال و Crashهایی متعدد و پشت سر هم درامز براحتی می توانند Rosetta را در مسیرش هدایت نمایند.

در کل این اثر را به تمام طرفداران موسیقی متال، خصوصا علاقه مندان به موسیقی های مونوتیک و درام محور توصیه می کنم.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.