Funeral Doom Metal

منتشرشده: 2013/07/15 در Uncategorized
برچسب‌ها:

نگاهی بر سبک حزن‌انگیزِ Funeral Doom Metal

سبک «Funeral Doom Metal» نیز همچون بیشتر سبک‌های موسیقی نتیجه‌ی کشمکش‌ها و درگیری‌های هنری و موسیقایی، خلاقیت‌های نوین در حوزه‌ی موسیقی، دغدغه‌های هنرمند و نیازهای هنر است. با اندکی جست‌و‌جو در منابع مختلف می‌توان به‌راحتی به چگونگی آغاز این سبک پی برد و کلیتی از آن را در ذهن مجسم کرد؛ سبکی که طبق تمام منابع معتبر می‌توان آغاز آن را اوایل دهه‌ی نود میلادی دانست. آنچه که این نوشته سعی در بیان آن دارد، بررسی چگونگی شکل‌گیری این سبک و رسیدن به معرفی کاملی از آن است. برای وارد‌شدن به بحث چگونگی شکل‌گیری سبک Funeral Doom ابتدا باید مقدمه‌ای بر مینی‌مالیسم و تأثیراتش بر آثار دهه‌ی هشتاد و نود داشته باشیم:

Tonysmith_freeride_sculpture

نگاهی به مینی‌مالیسم یا ساده‌گرایی:

هنر به‌ندرت در فضای خالی از تئوری رشد می‌کند. هنر مینی‌مال در حقیقت فرزند زمانه‌ی خودش بود و مانند هنر پاپ، آگاهانه یا ناآگاهانه واقعیت جامعه‌ی آمریکایی دهه‌ی 1960 را بازتاب می‌داد؛ جامعه‌ای که دگرگونی تند و رادیکالی را پشت سر می‌گذاشت. دهه‌ی 1950، دهه‌ای که مشخصه‌ی آن جنگ سرد، جست‌وجوی مظنونان از سوی گروه‌های ضدکمونیستي و خشک‌اندیشی و تحجر بود، برای تغییرات در سیاست و اجتماع آمادگی داشت. در دهه‌ی 1960 بود که برای نخستین‌بار، بخش‌های گسترده‌ای از عموم مردم به تبعیض افراطی، بی‌عدالتی اجتماعی و اقتصادی و مسائلی همچون فرصت‌های برابر برای زنان آگاهی پیدا کردند. آمریکا در دهه‌ی 1960 آغاز عصر سرمایه‌داری با تولید و مصرف انبوه را تجربه می‌کرد. همچنین تلویزیون نیز در دسترس همگان قرار گرفته بود و به‌شکل مؤثری مزایای تبلیغی تعداد فزاینده‌ی محصولات جدید را به خانه می‌آورد.

هنرمندان(به‌جز عده‌ای که بی‌تحرک باقی می‌ماندند) به شیوه‌های گوناگونی به این تحولات پاسخ می‌دادند. زمانی که هنر پاپ نشانه‌های ابتذال جامعه‌ی مصرفی را با یک هنر رفیع در‌هم می‌آمیخت، هنر مینی‌مال مصالح پیش‌ساخته را استفاده و اصل تقسیم کار را به هنر آبستره منتقل می‌کرد. هنر آ.بی.سی، هنر خشک و سرد و هنر طرد‌کننده، از‌جمله نخستین و رایج‌ترین عناوینی بودند که قبل از سال 1965 برای برخی آثار که بعدها به مینی‌مال معروف شدند به‌کار می‌رفت. اصطلاح «هنر مینی‌مال»(Minimal Art) نخستین‌بار به‌وسیله‌ی «ریچارد ولهایم»، فیلسوف انگلیسی در سال 1965 به‌کار رفت؛ هر چند که ولهایم در مقاله‌ی خود که عنوان «هنر مینی‌مال» را نیز یدک می‌کشید، نامی از هیچ اثر خاص و مشخصی نیاورد و صرفاً به ارائه‌ی نظریه‌اش درباره‌ی به‌حداقل‌رساندن محتوای هنری آثار پنجاه سال گذشته‌اش اشاره کرد. در مفهوم اکید و فشرده‌ای که حتی اصطلاح مینی‌مالیسم در آثار اوایل دهه‌ی پنجاه که برای توصیف گرایشات انطباق‌یافته در موسیقی، رقص، ادبیات و مجسمه‌سازی را نیز شامل نمی‌شد، تنها می‌توان از پنج هنرمند به‌نام‌های «دان فلاوین»، «کارل آندره»، «دونالد جاد»، «سول لوویت» و «رابرت موریس» که اشیا، مجسمه‌ها و نسبت‌هایشان در این دسته می‌گنجند، نام برد؛ هنرمندانی که حتی خود نیز با برچسب مینی‌مال بر آثار خود موافقت نکردند. بنابراین جای شگفتی ندارد که امروزه نیز تعریف مناسبی از لحاظ تئوریک و زیباشناختی برای این اصطلاح وجود نداشته باشد. به‌هر‌حال آنچه که اهمیت دارد این نکته است که پیش‌شرط‌های این هنر نه در عرصه‌ی مجسمه‌سازی که در عرصه‌ی نقاشی گذاشته شدند. در‌حالی‌که تا پیش از سال1960 نوآوری عرصه‌ی مجسمه‌سازی به‌کندی پدیدار شده بود، گسترش نقاشی آمریکایی پس از پایان جنگ جهانی دوم با چرخشی خیره‌کننده و بی‌نظیر همراه بود. شکوه ساده و با‌‌صفای زندگی روستایی آمریکایی که پیش از جنگ مورد توجه قرار می‌گرفت از توان افتاده بود و نقاشی آوانگارد و پیشرو به شدت به سمت انتزاع و ابستراکتیویسم دارای شکل و قالب بزرگ، گرایش پیدا می‌کرد. از نقطه نظر آمریکایی آثاری چون «نقاشی‌های چکه‌ای» اثر «جکسون پولاک» و «نقاشی زیپ» اثر «بارنت نیومن» به‌وضوح نشان از رهایی سنت اروپایی در مفهوم مرتبط با فرم خود بود. این آثار علاوه‌بر فضاهای رنگی سوبژکتیو و ذهنی، طرد تکنیک‌های سنتی ترکیب و کمپزسیون را نیز با خود به‌همراه داشت.

طرد و انکار قواعد و الگو‌های گذشته بزرگ‌ترین ویژگی آثار مینی‌مال بودند. ویژگی‌ای که در شروع فرایند شکل‌گیری آن در موسیقی، به یکی از ارکان موسیقی مینی‌مالیستی نیز تبدیل شد. موسیقی را می‌توان یکی از تأثیرپذیر‌ترین هنرها در حوزه‌ی ساده‌گرایی دانست. در همان دهه‌های آغازین مینی‌مالیسم -و به‌طور مشخص در دهه‌ی 1960- موسیقی نیز وارد این جنبش شد و نقش زیادی در آن ایفا کرد. موسیقی مینی‌مال را به‌واسطه‌ی دوری‌جستن از موسیقی‌های سنتی و نفی کلیشه‌های به‌تابو‌تبدیل‌شده‌ی موسیقی كلاسيك(Classical) می‌توان تا حد زیادی منشعب‌شده از موسیقی اکسپریمنتال نیز دانست. از‌جمله نخستین موسیقی‌دانان آمریکایی‌ای که به‌شکل‌گیری موسیقی مینی‌مالیستی کمک کردند، می‌توان به «فیلیپ گلاس»، «تری ریلی»، «استیو ریچ» و «لا مونت یانگ» اشاره کرد. ترکیب «موسیقی مینی‌مالیستی» به‌احتمال‌زیاد نخستین‌بار به‌وسیله‌ی «مایکل نیمن»، موسیقی‌شناس و پیانیست انگلیسی در سال 1968 در هفته‌نامه‌ی آمریکایی «آوای روستا» به‌کار برده شد. در آن مقاله، نیمن موسیقی مینی‌مالیستی را این‌گونه شرح داد: «موسیقی مینی‌مالیستی به‌طور مشخص شامل هر نوع موسیقی است که از اِلمان‌های محدود و کم استفاده ببرد. قطعاتی که در آنها از کمترین تعداد نت‌ها استفاده شود؛ با سازهای اندکی نواخته شود؛ از وسایل موسیقی قدیمی و غیر‌معمول مثل سِنج‌های باستانی استفاده کنید؛ ریتم‌هایی ثابت با یک صدای نامعمول و غرولند که برای مدت زمان زیادی نواخته می‌شود، داشته باشد؛ همچنین یک قطعه‌ی مینی‌مالیستی ممکن است صرفاً با صدای رودخانه و جریان آب از ابتدا تا انتها هدایت شود؛ برخی از قطعات مینی‌مالیستی ممکن است شامل ریتم‌های تکراری دایره‌واری که بارها و بارها تکرار می‌شود، صدای ایستا و ثابت ساکسیفون، تمپوهای بسیار آهسته که در هر دقیقه دو یا سه نت را تکرار می‌کنند، ریتم‌های بسیار کشیده و تکراری که مدت زمان زیادی را برای تغییر و رفتن به مرحله‌ی بعدی صرف می‌کنند، باشد.»

البته «دیوید کاپ» تعریف موسیقی مینی‌مالیستی را در چند کلمه: «سکوت»، «موسیقی مفهومی»، «ساختارگرا» و «تکراری» خلاصه می‌کند. آنچه که در تعاریف یاد‌شده و تعاریف دیگری که از این نوع موسیقی شده است اهمیت فراوانی دارد، نه استفاده از ابزار موسیقی معدود و محدود که تأکید بر «ساختارگرایی»، استفاده‌ی همه‌جانبه از «الگوهای تکراری» و هرچه «ساده»تر‌شدن موسیقی با هدف مخالفت و نفی کلیشه‌هایی است که در موسیقی كلاسيك بنا نهاده شده است؛ کلیشه‌هایی که اساساً توانی برای برآورده‌کردن مفاهیم مد نظر هنرمندان جدید برایشان باقی نمانده است.

زمان زیادی از فعالیت هنرمندان مینی‌مال نمی‌گذشت که ویژگی‌های مختلف موسیقی مینی‌مال بر سبک‌های مختلف موسیقی تأثیر بسیاری گذاشت. سبک راک، از‌جمله سبک‌هایی بود که به‌واسطه‌ی آشنا‌زدایی‌ها و کلیشه‌شکنی‌هایِ سراسیمه و بی‌واهمه‌اش از این نوع موسیقی تأثیرات بسیاری پذیرفت. شاید بتوان نخستین گروه راک متأثر از موسیقی مینی‌مال را The Velvet Underground دانست؛ گروهی که از وجود «جان کیل»، که از دوستان لا مونت یانگ نیز بود، بهره می‌برد. جان کیل به‌طور ناخوداگاه از موسیقی مینی‌مالی که لا مونت یانگ به‌نمایش می‌گذاشت – که البته بعدها به‌شکل دقیق‌تر با عنوان Drone شناخته شد- تأثیراتی پذیرفت که می‌توان نتیجه‌اش را در آثار گروه مذكور دید. دیری نپایید که در دهه‌ی هفتاد تحت تأثیر موسیقی مینی‌مال سبک‌ها و زیر‌شاخه‌های مختلفی همچون آرت‌راک، پروگرسیو‌راک و اکسپریمنتال‌راک به‌وجود آمدند. در دهه‌های بعد نیز پست‌راک و آلترناتیو‌راک تحت تأثیر موسیقی مینی‌مال به زیرشاخه‌های موسیقی راک تبدیل شدند. در این میان بلک‌متال نیز در اواسط دهه‌ی هشتاد از جنبه‌ی تکرار و اصطلاحاً فرم Repetitive آثار مینی‌مال الگو‌برداری کرد تا مینی‌مالیسم، آگاهانه و هدفمند به‌گونه‌ی غیر‌معمول(Extreme) موسیقی متال نیز سرایت کند.

folder

پیدایش و ویژگی‌های Funeral Doom Metal

زنده‌ماندن مینی‌مالیسم طی دهه‌های گذشته صرفاً به‌واسطه‌ی تأثیرات بسیارش بر انواع مختلف موسیقی است. این تأثیرات بر سبک Doom Metal -که در دهه‌های هفتاد و هشتاد از جنبه‌ی extreme سبک heavy metal منشعب شده است- نیز قابل چشم‌پوشی نیست؛ تمپو‌های آهسته و تکرار یک ریتم مشخص که مشخصاً از ویژگی‌های موسیقی مینی‌مالیستی است نه‌تنها Traditional Doom Metal که اکثر زیر‌شاخه‌های آن را نیز تحت شعاع خود قرار داده است.

در این میان آثار لا مونت یانگ که در زمان خود از آن استقبال نشد، تأثیر بسزایی در فرایند تأثیر‌پذیری Funeral Doom Metal از موسیقی مینی‌مالیستی دارد؛ چراکه موسیقی که لا مونت یانگ در زمان خود به‌نمایش می‌گذاشت، اساساً Drone بود؛ Droneای که در اواخر دهه‌ی نود در موسیقی متال باب شد. در‌حالی‌که Funeral Doom قبل‌تر از آن تأثیراتش را از آثار لا مونت یانگ گرفته بود. آثاری که پیشگامان Funeral Doom در اوایل دهه‌ی نود منتشر می‌کردند، طبیعتاً از تأثیر‌پذیری خود آنها از Drone و تأثیرات مینی‌مالیسم -که همزمان با آنها همچنان در حال زیست بود- بر Doom Metal شکل گرفته است؛ البته از آثار موج دومی بلک‌متال که همزمان با فرمی Repetitive -که منشعب از مینی‌مالیسم بود- در حال عرضه بودند، نیز نباید غافل شد.

ویژگی‌های موسیقی Funeral Doom را می‌توان در المان‌های کلی و ساده‌ای همچون «فضاسازی‌های مبهم»، «تمپوی پایین و استفاده از دیستورشن‌های بالا و غیر‌معمول» و «Growl Vocal» در فرم؛ و محتوایی پیرامون مرگ، غم، افسردگی، امید یا نا‌امیدی و … دانست.

فضاسازی‌های مبهم:

اواخر دهه‌ی شصت و اوایل دهه‌ی هفتاد را می‌توان به‌عنوان دوران شکوفایی موسیقی الکترونیک دانست؛ زمانی که سازهای الکترونیکی همچون سینتی‌سایزر نه‌تنها در آثار متعدد موسیقی که در موسیقی فیلم‌ها نیز رواج یافته بود. آوایی که همچون تیغی دولبه می‌توانست هم لحظات رمانتیک و شاد، و هم لحظات غم‌انگیز و دهشتناک را برای مخاطب تصویر کند. دهه‌ی نود، که دیگر سینتی‌سایزر به یکی از ابزارهای متداول و مرسوم موسیقی تبدیل شده بود، زمان خوبی برای استفاده‌ی نسبتاً متفاوتی از این ساز بود؛ سازی که به‌راحتی می‌توانست ابهام محتوایی‌ای را که مد نظر هنرمندان این سبک است به فرم تبدیل کند. هنرمندان این سبک، در همان ابتدا و با نخستین آثار خود در پیِ بیان محتوا از طریق فرم بودند. محتوای مورد نظر از پس نگرش نسبی به دنیای پیرامون، در‌نتیجه به ایجاد احساسی مبهم منجر می‌شد؛ به همین دلیل نیز از همان ابتدا و در آثار اولیه‌ی گروه‌های Esoteric، Skepticism ، Unholy و Thergothon با استفاده‌ی متفاوت و ابهام‌آوری از کیبورد و سینتی‌سایزر روبه‌رو هستیم که کاملاً در راستای محتواست.

تمپوی پایین و استفاده از دیستورشن‌های بالا و غیر‌معمول :

تمپو در این سبک از هنر موسیقی یا آهسته است یا آهسته‌تر! حتی در سریع‌ترین ریتم‌های ممکن نیز تمپوی موسیقی شاید به Traditional Doom Metal شبیه باشد که خود تمپوهای آهسته‌ای را شامل می‌شود. در این میان هارمونی‌ای که گیتار لید(که به‌وفور در آثار Funeral Doom یافت می‌شود) با ریتم ایجاد می‌کند، اهمیت فراوانی دارد؛ چرا‌که به‌واسطه‌ی تمپوی پایین گیتار لید نیز می‌بایست به‌آهستگی و تناوب و همگام با موسیقی نواخته شود. این مسئله برای ایجاد احساس نا‌امیدی و پوچی مد نظر هنرمندان این سبک، استفاده می‌شود. استفاده از افکت‌های دیستورشن غیر‌معمول که عموماً به‌شدت دیستورت‌شده و خشن هستند، بیش از آنکه به فرم کمک کنند به فکر ساخت فضایی پوچ‌مانند و ابزورد‌گونه (Absurd) هستند.

Growl Vocal

استفاده از آواهای غر‌غر‌کنان به‌شکل خرناس یکی از ویژگی‌های اصلی و جزء ‌لاینفک آثار Funeral Doom است. وکال در این سبک عموماً با Growl همراه است. این Growl را تا حد زیادی می‌توان تأثیر‌پذیرفته از بلک‌متال موج دوم نیز دانست، آن‌چنان‌که قبل‌تر توضیحاتی ارائه شد این دو سبک به‌واسطه‌ی همزیستی‌شان در کنار هم تأثیرات بسیاری بر یکدیگر گذاشته‌اند که انکار‌ناپذیر است. بد نیست در اینجا توضیح کوچکی نیز پیرامون سبکی تحت‌ عنوان Funeral Doom Black Metal که در سال‌های اخیر به‌عنوان یکی از زیرشاخه‌های Funeral Doom در بین برخی بندهای زیرزمینی شناخته شده است، بدهیم. با توجه به این نکته که سبک Funeral Doom همچنان در حال شناخته‌شدن، کشف فرم‌های تجربه‌نشده و خلاقیت‌هایی است که آن را دستخوش تغییر می‌کنند و با توجه به اینکه اصولاً این دو سبک از لحاظ فرمی اشتراکاتی با یکدیگر دارند که انکارناپذیر است، شناختن و ایجاد عنوانی چون Funeral Doom Black Metal چندان پسندیده نمی‌نماید! خصوصاً که با شنیدن آثار اولیه‌ی Funeral Doom همچون دمو «احساسات رمزآلود؛ مرگ جهل» که در سال 1993 منتشر شده و نخستین اثر Esoteric نیز هست به این نکته پی می‌بریم که اشتراکات این دو سبک از ابتدای کار انکار‌ناپذیر بوده و ایجاد زیرسبکی جدید برای آن نه‌تنها ناپسند که اساساً اشتباه است! اکثر منتقدانی که این سبک را به‌عنوان سبک مجزایی مطرح کرده‌اند پایه‌گذار آن را گروه زیرزمینی، تک‌نفره و دانمارکی Nortt می‌دانند؛ این در حالی است که آثار اولیه‌ی Nortt، یعنی دمو های Nattetale و  Dødenکاملا در حوزه و چارچوب Black Metal و آثاری که از Graven به بعد منتشر شده نیز Funeral Doom  هایی هستند که «طبیعتاً» تأثیرات Black Metal نیز در آنها یافت می‌شود. این طبیعت Funeral Doom است که از Black Metal تأثیر بپذیرد؛ چراکه دوران طلایی‌ای برای Black Metal در دهه‌ی نود در حال شکوفایی بود و Funeral Doom نیز که در اواسط دهه‌ی نود کم‌کم داشت شناخته‌شده‌تر می‌شد، به همین دلیل به‌ناچار تأثیراتی همچون Growl Vocal که به آن اشاره شد از آن نوع موسیقی را بر خود محتمل می‌دید.

نگاه مسخ‌شده و متفاوت به Doom Metal و آغاز این زیر‌سبک را می‌توان در اوایل دهه‌ی نود و با آثار Skepticism، Thergothon، Esoteric، Funeral و حتی Unholy دانست. برای بررسی اینکه عنوان Funeral Doom ابتدا به چه آثار و گروه‌هایی گفته شده می‌بایست نگاهی به شرایط آثار شکل‌دهنده‌ی Funeral در اوایل دهه‌ی نود بپردازیم:

اثر آزمایشی Fhtagn-nagh Yog-Sothoth از گروه Thergothon

این اثر در نوامبر سال 1991 منتشر شده است؛ زمانی که گروه‌ها و طرفداران موسیقی متال با گرایش به Extreme به‌شکل عجیبی در‌گیر‌و‌دار موج دوم بلک‌متال بودند. این آلبوم را می‌توان نخستین اثر Funeral Doom دانست، هر چند که به‌واسطه‌ی آزمایشی (Demo)‌بودن و اشتراکاتش با بلک‌متال در زمان خود چندان جدی گرفته نشد.

اثر Towards My End از گروه Skepticism

این آلبوم که در سال 1992 منتشر شده به‌هیچ‌عنوان توانایی قرار‌گرفتن در رده‌ی آثار Funeral Doom را ندارد؛ چرا‌که اساساً ویژگی‌های ابتدایی یک اثر Funeral Doom که می‌تواند دیستورشن‌های سنگین و غیر‌معمول به‌همراه Growl Vocal باشد، در آن یافت نمی‌شود. قطعات از فضاسازی‌های کشیده و مالیخولیایی برخوردار نیستند و به‌طور طبیعی زمان قطعه نیز اجازه‌ی قرار‌گیری در رده‌ی Funeral Doom را نمی‌دهد. این اثر بیشتر به Traditional Doom Metal می‌ماند تا Funeral Doomای که بعد‌ها شناخته شد.

اثر آزمایشی Esoteric Emotions – The Death of Ignorance از گروه Esoteric

یک آلبوم Funeral Doom کامل که همچون اثر آزمایشی Thergothon اشتراکات بسیاری با بلک‌متال داشت و به‌سبب آزمایشی‌بودنش جدی گرفته نشد.

آلبوم رسمی From the Shadows از گروه Unholy

این اثر در سال 1993 منتشر شده و یکی از آلبوم‌هایی است که تأثیرات بسیاری در سبک Funeral Doom داشته، ولی همچنان کمتر منبعی نام این گروه را در به‌عنوان تأثیر‌گذار این سبک می‌داند. این آلبوم را به این دلیل می‌توان در شاخه‌ی Funeral Doom جای داد که استفاده از فضاسازی‌هایی حتی کشیده و مالیخولایی‌تر از Doom Metal معمول به‌همراه استفاده‌ی کمتر از ریف‌های گیتار را در خود جای داده است. در حقیقت آنچه که در From the Shadows می‌بینیم ریف نیست، بلکه آکوردهایی است که طی زمانی مشخص پشت‌سر‌هم تکرار می‌شوند؛ نکته‌ای که بعدها بسیاری از گروه‌های Funeral Doom از آن تأثیر پذیرفتند. وکال نیز به شیوه‌ی Growl اشعار ابهام‌آور این اثر را بیان می‌کند که این نکته نیز بعدها از ویژگی‌های این سبک شد.

آلبوم رسمی Tristesse از گروه Funeral و اثر آزمایشی Aeothe Kaear از گروه Skepticism

آلبوم Tristesse در 22 فوریه‌ی سال 1994 منتشر شده است. زمانی که آثار یاد‌شده انتشار پیدا می‌کردند چارچوب نظری و تئوریکی برای بررسی و ارزش‌گذاری آنها وجود نداشت، به همین دلیل می‌بایست یک زبان انتقادی مناسب نیز پایه‌گذاری می‌شد و گسترش پیدا می‌کرد تا آثاری را که تا آن زمان تحت عنوان Extreme Doom Metal شناخته می‌شدند، به‌شکل دقیق و واضح‌تری بررسی کند. برخی اثر Tristesse از گروه Funeral را دلیل انتخاب واژه‌ی «Funeral» می‌دانند. این نکته ممکن است تا حدی درست به‌نظر برسد، اما باید توجه داشت که سبک‌های مختلف موسیقی در نقدهای آثار یا در گفت‌وگو‌های اعضای گروه‌ها است که تعریف و بازتعریف می‌شوند و شکل می‌گیرند. با توجه به آلبوم‌هایی که پیش‌تر معرفی شدند و بررسی ویژگی‌های آنها متوجه می‌شویم که آلبوم Tristesse با وجود کلین وکالش ممکن است کمی دورتر و خلاقانه‌تر از آن آثار قرار گیرد. شاید اثر آزمایشی Aeothe Kaear از Skepticism را بیشتر بتوان لایق این عنوان دانست؛ چراکه این آلبوم ویژگی‌های آثار یاد‌شده را بی‌کم‌و‌کاست در خود دارد و در نقدهایی نیز که بر آن شده است عنوان آن را تحت تأثیر موسیقی Funeral dirge ، «‌Funeral Doom» نهاده‌اند.

به‌هر‌حال نکته‌ای که اهمیت دارد، نه عنوان «Funeral»، جنبشی است که در سال 1994 به‌راه افتاد؛ جنبشی که کم‌کم داشت به این سبک جان می‌داد. سبکی که دیگر عنوانی را نیز یدک می‌کشید و این مسئله موجب بیشتر شناخته‌شدنش می‌شد. آثاری همچون آلبوم رسمی Epistemological Despondency از گروه Esoteric، اثر آزمایشی Shades of Night Descending از گروه Evoken، اثر آزمایشی Weeping از گروه Mournful Congregation و آلبوم رسمی Stream from the Heavens از گروه پیشرو و تا حدودی پایه‌گذار این سبک، یعنی Thergothon در این سال منتشر شدند و از انفجار گروه‌ها و باندهای زیرزمینی‌ای که بعد‌ها بیشتر مطرح شدند، خبر می‌داد.

در‌نهایت Funeral Doom در دهه‌ی نود، به‌واسطه‌ی آثار متعدد زیرزمینی، شکل گرفت و شناخته شد. شناخته‌شدن این سبک از طریق آثار زیرزمینی و گروه‌های منزوی، دلیلی شد تا گروه‌های تک‌نفره‌ای که در موسیقی متال با رشد چشمگیری همراه بودند نیز به این سبک روی بیاورند، در آن فعالیت کنند و احساسات خود را در این ظرف -که دیگر به‌خوبی چارچوب و ویژگی‌هایش مشخص بود- بریزند. گروه‌هایی همچون Nortt و Until Death Overtakes Me از‌جمله نخستین گروه‌های تک‌نفره‌ای بودند که پا به این سبک نهادند و تا‌به‌امروز آثار ارزشمندی را ارائه کردند.

در انتهای این نوشتار، بد نیست گریزی نیز به نحوه‌ی ارزش‌گذاری این نوع خاص از موسیقی داشته باشیم. باید در نظر داشت که ارزش‌گذاری این نوع آثار اساساً نمی‌تواند با شیوه‌ی کلاسیک صورت پذیرد؛ چراکه در این صورت با فرضی اشتباه به نتیجه‌ای کاملاً اشتباه و نادرست می‌رسیم. در شیوه‌ی ارزش‌گذاری این‌گونه آثار همواره بایست دو نکته را مد نظر داشت؛ اول اینکه فکر آزادی در زمینه‌ی هنر به‌معنای مخالفت با قواعد و کلیشه‌های به تابو تبدیل‌شده گذشته، از دیرباز با هنرمندان همراه بوده است. این حق برای هنرمند شناخته شده است که قالب و فرمی متناسب با نبوغ، قریحه، ذهنیات و تفکرات شخصی خود انتخاب یا ابداع کند. همان‌گونه که کاندینسکی نیز می‌گوید هنرمند نه‌تنها حق که وظیفه دارد با فرم به هر شکلی که برای نیل به مقصودش لازم بود، رفتار کند. از طرفی باید در نظر داشت ماهیت منتزع موسیقی نسبت‌به دیگر هنرها، به‌ناچار نوعی ساختارگرایی فرمیک را وارد این هنرِ منتزع می‌کند و ساختارشکنی را بدون پذیرش یک ساختارِ مشخص غیر‌ممکن می‌کند. Funeral Doom، آزادانه، با پذیرش برخی ساختارهای قبل از خود سعی در بررسی و موشکافی برخی از آنها نیز دارد و در این امر این اجازه به او داده می‌شود که با فرم آثارش به‌ هر شکل که لازم بود، رفتار کند.

مسئله‌ی دوم اینکه دیگر قرن‌هاست که ذوق ِ مطلق ِ هنرمند معیار سنجش اثر هنری قرار نمی‌گیرد؛ در‌حقیقت معیار سنجش را می‌توان در برآیند احساس هنرمند و احساسی که اثر بر مخاطب به‌جای می‌گذارد جست‌و‌جو کرد. این آزادی دو‌گانه به هنرمند مجوز هرگونه آشنازدایی و کلیشه‌شکنی، در راستای هدف خود و مخاطب، برای نیل به مقصود مد نظرش با شرط پذیرش ساختاری کلی -جدا از کیفیت آن- صادر می‌کند. از طرفی نیز باید بپذیریم که سادگی فرم به‌معنای سادگی تجربه نیست و در‌عین‌حال همان‌گونه که «دان فلاوین» نیز اشاره می‌کند بخش‌های مجرد و مجزای یک سیستم به‌خودی‌خود مهم نیستند و روش‌های کاربردی آنها برای ایجاد یک منطق و اصول کلی است که اهمیت دارد. ارزشمندی یک اثر در سبک Funeral Doom Metal نه با پیچیدگی‌های معمول مباحث هارمونی و نه با ریف‌های پیچیده و سنگین، که با همان احساسی است که از ورای آن سادگی و تکرار در جان مخاطب به‌جای می‌گذارد.

منابع:

1. کتاب «هنر و مینی مالیسم»، نوشته دانیل مارزونا، ترجمه پرویز علوی، انتشارات پشوتن ، سال انتشار: 1389

2. سایت: http://metal-archives.com، ویکی پدیا و ديگر سايت‌هاي مرتبط.

ــــــ این نوشته قبلا در شماره‌ی  129 ماهنامه‌ی «هنر موسیقی» منتشر شده است

//

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.