یادداشتی درباره موسیقی راک ایران در سال نود و سه

منتشرشده: 2015/03/26 در Uncategorized

بودن به مثابه تقلیل ِ واقعیت

یادداشتی درباره موسیقی راک ایران در سال نود و سه 

IMG_0864

عکس: محمد خلیلیان*

«کنسرت کهت‌میان پس از ده سال برگزار می‌شود»، «اولین آلبوم مجوزدار ِ گروه اوهام روانه بازار شد»، «کاوه یغمایی پس از سال‌ها به ایران بازگشت»، «آلبوم گروه دگردیس پس از ده سال منتشر خواهد شد»، «فلان هنرمند زیرزمینی و بهمان آلبوم مجوز گرفتند»و …

سال نود ‌و ‌سه، سال تیترهای از این دست بود. سال ِ عنوان‌ها و خبرهایی که روزانه در نشریات، سایت‌ها، وبلاگ‌ها و شبکه‌های اجتماعی در کنار اخبار کنسلی ِ کنسرت‌های مجوزدار ِ موسیقی راک منتشر می‌شد. از ممنوع الکار شدن ِ ضمنی ِ برخی هنرمندان این عرصه که تا همین دو سال گذشته با وجود تنگناهای بیشتر، فعال بودند، تا فعال شدن هنرمندانی که تصور مجازشدن‌شان نیز، نمی‌رفت، همه و همه سالی شگفت‌انگیز را به وجود آورد. سالی که خودش هم تکلیفش را با سیاست‌های فرهنگی خودش نمی‌دانست. یکی به نعل می‌زد و یکی به میخ. امسال برخلاف سال‌های پیش‌تر حتی قانون نانوشته‌ای نیز وجود نداشت، همه چیز به شانس ِ مستتر در ممارست بازمی‌گشت.

 این سال ِ شگفت‌انگیز در آستانه‌ی پایان قرار دارد و مثل همیشه مخاطبان و علاقه‌مندان به موسیقی راک را با این سوال ِ کهنه مواجه می‌کند که «آیا وضعیت موسیقی راک ایران در قیاس با سال گذشته و سال‌های پیش‌تر از آن بهتر/بدتر شده است؟» بهانه نوشتن این یادداشت، پاسخ به این پرسش ساده و تکراری است. بهترشدن، آن گزینه‌ای است که در برخورد اولیه با بُعد ِ کمّی ِ تولیدات موسیقی راک، کنسرت‌ها، جلسات رونمایی، نقدوبررسی و مسائل دیگر می‌تواند پاسخ اولیه ما باشد. پاسخی احتمالا بی‌اغراق که بواسطه‌ی تغییر سیاست‌های وزارت ارشاد در نوع برخورد با این نوع موسیقی، طبیعی به‌نظر می‌رسد. البته می دانیم که «بهتر یا بدتر شدن ِ وضعیت» به شرایط مختلفی وابسته است و با این حال این فرض ِ غلط را برای خودمان در نظر می‌گیریم که پاسخ این پرسش صرفا به تولیدات ِ کمّی و مجوزدار ِ موسیقی راک بازمی‌گردد. بنابراین پیشاپیش برای خودمان، هر عامل ِ بهتر/بدتر شدنی را حذف می‌کنیم تا ببینیم آیا در عمل، ایدئولوژی ِ اجازه‌ی ِ حضور ِ بیشتر، می‌تواند کارکرد ِ مثبتی داشته باشد یا پاسخ اشتباهی به پرسش ابتدایی‌مان داده‌ایم.

پشت هر سیاست به ظاهر روشنی، درونمایه‌هایی نه چندان روشن وجود دارند که البته به خودی ِ خود بی‌اهمیت‌اند. اجازه‌ی ِ حضور ِ بیشتر به هنرمندان موسیقی راک نیز، به عنوان سیاست جدید وزارت ارشاد، از این قاعده مستثنی نیست. در ساختار این کنش، المانی وجود دارد که با قطع آن، پیوند ساختاری که پیشتر با این نوع موسیقی مشکل داشته و حالا، سعی دارد آن را قبول کند نیز، قطع می‌شود. پیش‌شرط‌هایی که در فرایند اخذ مجوز به هنرمند دیکته می‌شود، همان المان بهم چسباننده و اصلی است. مجاز شدن، بدون پذیرش ِ پیش‌شرط‌ها امکان‌پذیر نیست.(و البته پذیرش ِ پیش‌شرط‌ها، لزوما معنی ِ  اخذ ِ بی‌دردسر ِ مجوز را نمی‌دهد.) این پیش‌شرط‌ها –که البته نیازی به توضیح ندارند- را به تعبیری، می‌توان تضمین‌کننده‌ی حیات ِ افقی هنرمند دانست. حیاتی بی‌نزاع که شرایط محیط پیرامون‌اش را، هرچه که هست، می‌پذیرد و از جایگاه انسان، به گیاه تنزل پیدا می‌کند! بنابراین منطق ِ «خودی» شدن ِ موزیسین‌ها و گروه‌هایی که نه در کنار، که در مقابل ِ هنرمندان ِ  به اختیار زیرزمینی شده قرار می‌گیرند را نیز، می‌توان به همین شکل بازخوانی کرد. اتفاقی که هنرمند سرخوشانه آن‌را می‌پذیرد، از منطق ِ «هنرمند به مثابه گیاه» پیروی می‌کند و با قراردادن وی در مداری افقی، خلاقیت و انسانیت را از وی می‌گیرد. پس در این ساختار ِ کانالیزه شده، برگزاری کنسرت‌های بیشتر با قوانینی دست و پاگیر، که در هیچ کنسرت راک و متال دیگری در هیچ‌کجای دنیا وجود ندارد، پیش از اینکه موتور محرک پیشرفت و بهترشدن تلقی شود، بواسطه‌ی قلب ِ واقعیت، حرکت ِ این نوع موسیقی را به سکون وا می‌دارد. ارائه آلبومی که در آن استفاده از تکنیک دابل‌باس درامز، صدای دیسترشن گیتار الکتریک و حجم صدای گیتار باس محدود باشد و حق ِ صداسازی ِ صحیح از هنرمند سلب شود، پیش از اینکه حرف ِ موسیقایی بزند، خفه‌شدنش را گوشزد می‌کند.

اساسا زمانی که تعریف ِ موسیقی راک در ذهن موزیسین و هنرمند ِ ایرانی ِ این نوع موسیقی همان تعریف و نگاه ِ غربی است، حذف شدن هر بخشی از همان فرایند ِ غربی‌اش نیز، مضر است و پذیرش این حذف‌ها، نتیجه‌ای جز ویرانی ندارد. در ساختار ِ موسیقی ِ مجاز، بخش‌های بزرگی از موسیقی راک، هرچند حاشیه‌ای، هر چند مبتذل و هرچند بادلیل(!)، عامدانه حذف می‌شوند تا جسارت ِ بنیادین ِ موسیقی راک بازتولید نشود، تا چیزی بیشتر از یک کاریکاتور ِ سروته بریده از ماکت ِ موسیقی راک باقی نماند. در این میانه اما، عموما کاری از خود ِ آثار و هنرمندان‌شان نیز، ساخته نیست، نه می‌توان قاعده را برهم زد، نه حتی قواعد جدیدی شبیه به فرهنگ ِ سایر کشورهای سردمدار موسیقی راک تولید کرد. آنچه می‌توان انجام داد و اکثریت از آن غافل‌اند، اتفاقا استفاده از ظرفیت‌های درونی ِ همین شرایط ِ اسفبار است؛ تولید نوعی موسیقی که برای مخاطبان ِ روی ِ صندلی نشسته و وامانده از هر کنش ِ متناسب با موسیقی، معنادار باشد. موسیقی که البته ممکن است فرضیه‌هایی که در قالب موسیقی راک ِ غربی عمل می‌کنند را نیز، به چالش بکشد، نقد کند و حتی مخالف آن‌ها حرکت نماید. موسیقی که در درجه اول، ایرانی باشد و عملا، مشکل ارتباط با ساختارهای سیاسی-فرهنگی و موازین موجود را نداشته باشد. گفتمانی ایرانی، مبتنی بر شرایط ِ فرهنگی ِ پرورش یافته در آن ایجاد کند و در عین حال، حرف ِ تازه‌ای برای گفتن داشته باشد. در جست‌و‌جوی توهم ِ آزادی‌های نسبی و ظاهری نباشد و به‌دست ِ آرمان‌هایش، خودش را در جایگاه گیاه ننشاند، قاتل ِ خودش نشود و خودکشی نکند.

* عکس صرفا جنبه‌ی تزیینی دارد.

___ این نوشته قبلا در شماره 73 ماهنامه «گزارش موسیقی» منتشر شده است.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.