بایگانیِ دستهٔ ‘Comment Band’

Comment – Rafte az dast

منتشرشده: 2014/09/21 در Comment Band

بلک فیلد ِ ایرانی

 نگاهی به آلبوم «رفته از دست» از گروه «کامنت»

10172605_875926429089815_3247107629947882236_n

گروه کامنت در سال 1386 با آشنایی «کیان پورتراب»(خواننده) و «نیما رمضان»(گیتار) شکل گرفت. بعد از مدتی با اضافه شدن «بردیا امیری»(درامز) و سپس «آرین کشیشی»(باس) و در نهایت «اشکان ابرون»(کیبورد) گروه کار خود را به صورت جدی تر پی گرفت. «کامنت» تا کنون دو آلبوم در سال های 1388 و 1390 با عنوان های «میرم بالاتر» و «دایرهها» در فضای مجازی منتشر کرده است. «رفته از دست» عنوان سومین آلبوم این گروه راک ایرانی است که در اردیبهشت سال جاری با مجوز وزارت ارشاد منتشر شده است. آنچه که می خوانید، نگاه کوتاهی به سومین آلبوم این گروه راک ایرانی است.

«استیون ویلسون»1 در ارتباط با موسیقی ِ «بلک فیلد»2 می گوید: «آنچه که در «بلک فیلد» سعی در ایجاد آن داریم، ساخت نوعی هنری از موسیقی، به وسیله قطعه‌های کوتاه ِ سه-چهار دقیقه ای، بر اساس ساختار ِ ورس کوروس3 است. در این پروژه ی خاص، تمرکز بر روی ساخت قطعه‌های کوتاه و غمگین، با استفاده از سبک‌های مختلفی است که از پراگرسیوراک تا پاپ را شامل می شود.»

الگوی اصلی ِموسیقی ِ گروه «کامنت» هم در سبک و هم در ساختار، چیزی جز همین تعریف ِ کوتاه ویلسون از موسیقی ِ «بلک فیلد» نیست. تعریفی که البته در تمام وجوه ِ موسیقایی ِ گروه «کامنت» حضور دارد و بر اساس آن، فرم و الگوی خاص ِ خودش را به موسیقی شان دیکته می کند. الگویی که محور قرار دادن آن، ناچارا نوعی ساختارها و چهارچوب‌ها را به موسیقی ِ گروه تحمیل می کند که اگر به شکل کلیشه ای و غیر اصولی در کنار یکدیگر قرار گیرند، هر چند که مخاطب ِ عام ِ موسیقی را راضی نگاه دارند، لزوما به معنای موفق بودن اثر نیستند. این ساختارهایی که به شکل عامدانه از طریق گروه به موسیقی شان تحمیل می شود، بواسطه ی نیاز ِ موسیقی به ارائه ی صور جدیدی از اثربخشی ِ موسیقایی، ناچارا می بایست راهی بیابند که خود را متفاوت نشان دهند. این متفاوت نشان دادن البته، بواسطه ی عدم وجود پیش زمینه ی موسیقایی(در سبک راک) در فرهنگ ِ موسیقی ایرانی، کار ِ «کامنت» را با مشکل بیشتری مواجه می کند. به این جهت که نه تنها می بایست پیش زمینه ای برای آنچه که قصد اجرای آن را دارد (که با بخش نوین موسیقی راک اشتراک دارد) بنا کند، بلکه باید مجالی برای ارائه ی اثری منحصر به فرد و خارج از کلیشه نیز، بیاید. یعنی با یک آلبوم ِ موسیقی، هم به اصول اولیه موسیقی راک – که برای شکل گیری آن در غرب تاریخی پنجاه، شصت ساله صرف شده- پایبند باشد، و هم صورت متفاوتی از آنچه که تاکنون اجرا شده به نمایش بگذارد. طی این فرایند، تعهد به چهارچوب‌هایی که در موسیقی راک بنا نهاده شده از اصول اولیه یک اثر موفق به شمار می رود؛ و این همان چیزی است که به شکل توامان، هم نقطه قوت و هم به علتی برای ضعف اثر جدید گروه «کامنت» بدل می شود. به این شکل که پایبندی به اصول موسیقی راک، در قالب فرایندی ناکارامد قرار می گیرد و ارزش ِ همان نیاز ِ اثر به این پایبندی را نیز، از بین می برد.

موسیقی راک در زمان شکل گیری خود هویت ِ هر نوع کنشی را از نو، در ساختار، دستگاه و محیطی جدید بازتعریف و فهم پذیر کرد. ساختاری که از دهه‌های پنجاه و شصت میلادی تاکنون، رابطه ای جدید میان شنونده و اعضای سازنده اثر – که طبق تعریف جدید این اعضا همان نوازندگانی هستند که در اکثر (اگر نگوییم همه) مراحل تولید یک آلبوم موسیقی از قبیل آهنگسازی/ ترانه سرایی/ تنظیم/ نوازندگی و … شرکت دارند و به جای فرد، یک گروه را تشکیل می دهند و نامی برای آن گروه انتخاب می کنند – ایجاد کرده است. اهمیت گروه به جای فرد، یکی از همان مواردی است که تاریخ ِ موسیقی راک آن را بازتعریف نموده و گروه «کامنت» نیز می کوشد بر اساس این تعریف جدید دست به ارائه اثر بزند. کوشش «کامنت» در این راستا، خواستار نفی هر نوع واردات ِ موسیقایی به ساحت ِ موسیقی راک نیز، هست. بدین معنا که از هر نوع بافتار جدید که در چهارچوب‌های کلی ِ موسیقی ِ راک نباشد، دوری می کند و علاقه ای به تغییر و بازاندیشی در ساختار ِ این چهارچوب ها ندارد. در حقیقت تعهدی که پیشتر به عنوان یک پیش زمینه مورد قبول به آن اشاره شد، به یک نگاه ِ تابو وار به ساحت ِ غیر قابل تغییر موسیقی راک تبدیل می شود. تابویی که از طرفی در خصوص اشعار باعث پویایی ِ آلبوم می شود و از طرف دیگر در آهنگسازی و شیوه نوازندگی و حتی میکس و مسترینگ آن، در درون خود، نوعی تقلید ِ تحمیلی را می پروراند که راه گریزی نیز از آن نیست. به عبارتی گروه «کامنت» در «رفته از دست» به لحاظ آهنگسازی و شیوه نوازندگی به نوعی حس ِ مشترک با موسیقی ِ «بلک فیلد» می رسد؛ و در عین حال در گرداب ِ چهارچوبی که برای خود تعریف کرده دست و پا می زند. در حقیقت آنچه که در «رفته از دست» شکل می گیرد علی رغم میل باطنی اش، جایگاهی برای تاثیرپذیری قائل نیست. از این لحاظ که تاثیر نمی پذیرد تا آن تاثیرپذیری را به شکل انتزاعی به موسیقی تبدیل کند، بلکه با تقلید کردن از انتزاع ِ آنچه که الگوی خود قرار داده، سعی در تولید نوعی موسیقی جدید دارد. به بیان دیگر، «کامنت» قصد دارد نوعی تجربه ی حسی ِ پیکربندی شده را از نو و این بار با شیوه و نگاه خودش تجربه کند. اتفاقی که آثار، ایده‌ها و استعدادهای موسیقی ِ مادر را به وضوح برای مخاطب برملا می کند و باعث حذف خلاقیت از دایره آهنگسازی و شیوه نوازندگی (همان مواردی که از الگوی خود وام گرفته است) می شود. بنابراین خلاقیتی که می توانست در سایه تاثیرپذیری با ایجاد حس ِ مشترک و ارتباط با شنونده نوعی موسیقی ِ شنیده نشده و یکّه را به وجود آورد، در سایه تقلید قرار می گیرد و با چهارچوبی که برایش به شکل تابو درآمده، مدلی تقلیدی از موسیقی راک را به وجود می آورد که تاکنون به دفعات اجرا و شنیده شده و تنها ارمغانی که می تواند برای مخاطب ِ فارسی زبان داشته باشد، شاید همان اشعار ِ بی ادعا و این حقیقت باشد که در آرشیو موسیقی راک ایرانی، جای ِ خالی ِ یک کانسپت آلبوم4 را پر کند.

پانوشت‌ها:

  1. استیون ویلسون(Steven Wilson) موزیسین و تهیه کننده ی بریتانیایی است که بیشتر با سرپرستی گروه پراگرسیو راک/متال پورکیوپاین تری(Porcupine Tree) شهرت دارد. وی همچنین در پروژه های مختلفی از جملهBlackfield ، No-Man،Bass Communion ،Storm Corrosion ،E.M و پروژه شخصی اش فعالیت دارد.
  2. بلک فیلد(Blackfield) پروژه ای موسیقایی میان استیون ویلسون و اویو گِفِن(Aviv Geffen) می باشد که از سال 2001 فعالیت خود را آغاز نموده و تا کنون چهار آلبوم استدیویی منتشر کرده است.
  3. Verse Chorus
  4. کانسپت آلبوم(concept album) نوع خاصی از آلبوم استدیویی است که در آن تمام ایده های موسیقایی یا شعری در خدمت یک ایده و تم ِ واحد قرار دارند و حول آن در چرخش اند. آلبوم «رفته از دست» به این جهت در قالب این مفهوم قرار می گیرد که در تمام قطعات آلبوم، شعر هر قطعه با وجود استقلال ظاهری اش در قالب قطعه، در کلیت آلبوم نیز، از نوعی داستانگویی پیروی می کند که آغاز و پایان مشخصی دارد.

  __این نوشته قبلا در شماره 68 ماهنامه «گزارش موسیقی» منتشر شده است.