بایگانیِ دستهٔ ‘Farshid Arabi’

Farshid Arabi – Be Range Shab

منتشرشده: 2013/07/15 در Farshid Arabi

سیاه و خالی از امید

نگاهی به آلبوم «به رنگ شب» اثر «گروه فرشید اعرابی»

598544_473483082717851_156859846_n 

«فرشید اعرابی»ِ 43 ساله را شاید بتوان دغدغه مند ترین موسیقی دان حال حاضر موسیقی راک و متال ایران دانست. وی از سال 1372، یعنی زمانی که موسیقی راک و متال در ایران اساسا معنایی پیدا نکرده بود فعالیت خود را آغاز کرده است. فعالیتی که تا کنون منجر به انتشار سه آلبوم استدیویی برای گروه شخصی وی و همکاری در موسیقی های تئاتر، فیلم، و گروه های متنوع شده است. انتشار «به رنگ شب»، سومین آلبوم استدیویی «گروه فرشید اعرابی» که هفتم آذر ماه سال جاری به فاصله چهار سال از آلبوم «سکوت راوی» توسط موسسه ی آوای باربد منتشر شده زمان خوبی برای صحبت کردن از موسیقی این گروه به نظر می رسد. گروهی که اکنون دیگر کاملا از حالت تک نفره اش خارج شده و می توان آنرا گروهی سه نفره متشکل از نیما نواپور (درامز)، آرش مقدم (گیتار باس) و  رهبری خود «فرشید اعرابی» دانست. رهبری که موسیقی گروه را یکپارچه، پیوسته و هدفمند تر می کند. ویژگی هایی که نیازهای اولیه ی یک اثر حرفه ای به نظر می رسند و در «به رنگ شب» بیش از دو آلبوم پیشین مورد توجه قرار گرفته اند.

«ممکن است برای مدت طولانی به موسیقی بداهه ادامه ندهم و بالاخره از این بداهه سازی هایی که به آثار هنری تبدیل نخواهد شد خسته شوم. اما هرگز نباید فراموش کنم که داشتم خفه می شدم، که در هجوم واژه ها از پا در می آمدم. در برابر دیوارها فلج شده بودم. اما اکنون به یاری موسیقی رهایی یافتم و دیگر هرگز به آن دوران باز نخواهم گشت.» 1

پاراگراف بالا گفته ی هانری میشو شاعر، نویسنده، نقاش و موسیقیدان بلژیکی است که البته عمده ی فعالیتش در حوزه ی شعر بود. به نظر می رسد توصیف میشو از خفگی ناشی از شعرش، خلاصه ای از جنس ِ خاص ِ موسیقی اعرابی باشد. موسیقی که در «به رنگ شب» نشان می دهد که حاصل یک خفقان فروخورده ناشی از مسائل اجتماعی است. البته شباهت میشو و اعرابی تفاوتی عمده دارد. تفاوتی که باعث می شود نتیجه ی سعی دو هنرمند برای رهایی از این خفگی نیز با یکدیگر متفاوت باشد. اگر میشو از کلمات، واژه ها و اشعار خودش خسته بود، اعرابی از محیط پیرامونی که به جبر او را محکوم می داند شِکوه می کند. گله ای که اعرابی با جنسی از موسیقی در مقابل آن جبهه می گیرد و سعی در رهایی از ان دارد. اساسا بدنه ی هوی‌متال (Heavy Metal) موسیقی اعرابی، می تواند بهترین دلیل برای این مدعا باشد. ادعایی که شروط دو طرف آن با اظهار وجود دیگری معنا پیدا می کند. یعنی یک رابطه ی علی معلولی ِ تکامل یافته که اساسا یافتن علت و معلول آن غیر ممکن به نظر می رسد. چراکه اصلا این شِکوه ی سوزنده و دردناک، برای تبدیل شدن به موسیقی راهی جز تخلیه ی خود در هوی متال پیدا نمی کند و برعکس. آنچنانکه خود اعرابی نیز اشاره می کند : «من تنها می‌توانم احساسم را در این قالب بیان کنم و چون در این سبک (کتگوری) احساس راحتی می‌کنم، دلیلی ندارد که سبکم را عوض کنم»اعرابی برای بیان احساساتش به زبان موسیقی، بهترین سبک مد ِ نظرش را بر می گزیند. سبکی که البته در صورت ارائه آن به همان شیوه ی غربی، مسلما با شکست بزرگی رو به رو خواهد شد. چراکه موسیقی راک و متال غرب با تاریخی 40-50 ساله مسلما چه در تکنیک و چه در زیباشناسی بسیار جلوتر از موسیقی راک نوپای ایران است. خود اعرابی نیز در مورد این مساله می گوید :« از لحاظ تکنیک ما (در مقابل غربی ها) حرفی برای گفتن نداریم»3 این، دقیقا همان جایی است که برگ برنده و چالش ِ بزرگ موسیقی ِ اعرابی آغاز می شود. چالشی که می توان از آن با عنوان ایرانیزه کردن (ایرانی کردن) موسیقی غربی نام برد. این چالش تا حدی زیادی در موسیقی «فرهاد مهراد» نیز تجربه شده و نتایج مثبتی را نیز در خود می بیند. همان طور که می دانیم، موسیقی «فرهاد مهراد» کاملا در جریانی متاثر از موسیقی غربی و البته با دغدغه هایی کاملا ایرانی شکل گرفت. دغدغه هایی که واقع شدن شان در برهه ای خاص از زمان (دهه های پنجاه و شصت خورشیدی)، منجر به مردم پسند شدن این سبک ِ غربی ِ موسیقی ِ فرهاد نیز شد. اعرابی با علم به این مساله، دست به چالشی می زند که قبلا امتحان خود را پس داده است. یعنی ارائه ی یک موسیقی وارداتی، با دغدغه هایی ایرانی و البته دغدغه هایی از جنس ِ مضمون اعتراضی-انتقادیِ فرهاد مهراد. اعرابی در این رابطه به دو نکته ی بسیار مهم که باعث موفقیت فرهاد مهراد نیز شده توجه می کند. اولی استفاده از اشعار فارسی با ارائه ای کاملا ایرانی و به دور از هر نوع لهجه ی لاتین، و دومی استفاده از اشعاری سطح بالا با ماهیت کلاسیک. با نگاهی به آثار اعرابی از «پنهان» تا «به رنگ شب» متوجه می شویم که این دو نکته به شدت مورد توجه اعرابی بوده است. این مساله آنچنان برای وی مهم می باشد که در آلبوم «پنهان» بواسطه ی نداشتن تجربه ی کافی در زمینه ی وکال، علارغم ملودی های وکال ضعیف حتی حاضر به بیان اشعار به لهجه ی لاتین نشده و لهجه ی فارسی را به ملودی های بهتر ترجیح داده است. در خصوص اشعار نیز استفاده از اشعار مولانا و شعرهای عباس روشن زاده (که کاملا هویتی در حال و هوای اشعار کلاسیک و سطح خوب ادبیات فارسی با رنگی تاریک و اعتراضی دارند) در راستای همین کشش و تعلق عامدانه و منطقی اش در خصوص ایرانیزه کردن فرم ِ غربی ِ موسیقی اش صورت پذیرفته است.

جنس ِ تصوی ساز ِ موسیقی «به رنگ شب» که در قطعه هایی مثل «غبار بی سوار» به اوج خود می رسد یکی دیگر از وام گیری های او از موسیقی فرهاد مهراد و البته موسیقی های غربی است. وام گیری ای که البته تجربه ی ساخت موسیقی فیلم و تئاتر در کارنامه اش هویت بهتر و پخته تری به آن می بخشد. این تصویرسازی البته نه در شعر و ترانه، که در بطن موسیقی ایجاد می شود. آنچنان که اعرابی نیز در مورد قطعه «غبار بی سوار» اشاره می کند :«من همیشه سعی کردم برای ساخت موسیقی به تصویرسازی بپردازم»این تصویر سازی حتی اگر از طرف مخاطب عام موسیقی درک نشود مسلما توجه شنونده ی حرفه ای موسیقی (به خصوص موسیقی های غربی) را به خود جلب خواهد کرد. چراکه اساسا موسیقی راک دهه های شصت و هفتاد، به تاثیر از موسیقی اکسپریمنتال این تصویر سازی ها را یکی از ارکان اصلی موسیقی شان می دانستند. به همین دلیل نیز در آثار ابتدایی گروهی همچون پینک فلوید شاهد هم عرضی هایی میان صداهای موسیقایی و غیر موسیقایی هستیم که بر پایه ی ایجاد همین تصویر سازی ها صورت گرفته است. در «به رنگ شب» البته نه با صداهای غیر موسیقایی که با تصویر هایی از جنس ِ موسیقی طرف هستیم. تصویر هایی که گاها به وسیله ی پویایی و انرژیک بودن یک ریف (مثل قطعه ی «مفتاح») و یا به وسیله ی اورتور، کرال و زهی‌ها (مثل قطعه ی«غبار بی سوار») رخ می دهد. همین تصویر سازی های منطبق با آثار دهه هفتاد موسیقی راک، زمانی که در کنار ساختار Verse Chorus اکثر قطعات «به رنگ شب» قرار می گیرند، بواسطه ی ایجاد حس ِ نوستالژیکی که به شکلی فرمال در موسیقی ایجاد می کنند، ناخوداگاه درگیر بدعتی عامدانه با اشعار کلاسیک نیز می شوند. اشعاری که با دقت و شاعرانگی تمام برگزیده شده اند و سعی در ایجاد حسی در قرابت با موسیقی دارند. این حس ِ تیره و اعتراضی موجود در اشعار، زمانی که با رنگ تاریک و همراه با هیجان سازهای «گروه فرشید اعرابی» هم گام می شود طبیعتا نتیجه ای منسجم و یکه به همراه خواهد داشت که لاجرم انگیزه ی انتشار آلبومی با طراحی جلد ِ تیره را لو می دهد! در «به رنگ شب» همچنین شاهد صداسازی های با کیفیت تری نسبت به «سکوت راوی» و «پنهان» هستیم. صداسازی هایی که طبیعتا به حس ِ ایجاد شده در کلیت آلبوم کمک کرده و آن را در سطحی بالاتر از آثار مشابه قرار می دهد. استفاده از صدای پویا و زنده ی درامز به جای Drum Machineهای تصنیعی که در «پنهان» استفاده شده بود و همچنین نبود اثری از خودسانسوری های عامدانه ی «سکوت راوی»5، «به رنگ شب» را به مرزی متعادل و مستحکم بین «پنهان» و «سکوت راوی» تبدیل می کند. مرزی که تکنیک «پنهان» را به مثابه زیباشناسی «سکوت راوی» به کار برده و از تجربه های هر یک از این دو آلبوم استفاده نموده و سعی در هدایت آن ها در مسیری هدفمند دارد. هدفمندی که با چینش ِ همیشه جالب قطعات توسط اعرابی همراه شده و اثری یکه و پیوسته در راستای انتقال درست ِ مفاهیم به جای گذاشته است.

اعرابی هنرمندی است که صرفا وقت خود را صرف آفرینش اثر هنری می کند؛ نه کسی که می خواهد خودش را همچون هنرمند بشناساند. وی بر خلاف هنرمند ِ امروز – طبق تعریفی که کریستوفِک از هنرمند امروز می کند6 – همواره دغدغه ی ایجاد اثر دارد تا شناخته و دیده شدن. اصلا انتخاب و اجرای سبکی همچون هوی متال آن هم در کشوری همچون ایران، خود اثباتی است برای دغدغه ی خلق اثر هنری ِ خلاقانه داشتن و نه همچون هنرمندان رفتار کردن و دچار اینهمانگویی شدن! 7

«به رنگ شب» در سبک هوی متال آلبوم بسیار با کیفیتی محسوب می شود؛ اثری دغدغه مند و با هویت. آلبومی که نه تنها از موسیقی غربی تقلید نمی کند، که با تاثیر پذیری از موسیقی و دغدغه ی ایرانی سعی در بیانی حسیک از دغدغه هایش در قالب و ساختاری وارداتی دارد. این آلبوم فریادی است بلند از ته ِ چاله ای عمیق. یک فریاد ِ هدفمند ِ سوزناک که البته به ناچار محکوم به نرسیدن به هدف است؛ فریادی سیاه و همواره خالی از امید.

پانوشت ها:

(1)       : جملاتی از هانری میشو که در کتاب «مبانی زیباشناسی؛ نوشته پیر سوانه، ترجمه محمد رضا ابوالقاسمی، نشر ماهی،1388» نیز در صفحه 145 به عنوان نقل قول البته برای مضمونی متفاوت- عنوان شده است.

(2)       : فرشید اعرابی در مصاحبه با اعتماد

(3)       : فرشید اعرابی در مصاحبه با ماهنامه نسیم هراز، شماره 36

(4)       : فرشید اعرابی در مصاحبه با سایت «موزیک ما» در رابطه با آلبوم «به رنگ شب»

(5)       : فرشید اعرابی در مصاحبه ای با سایت «موزیک ما» می گوید :«سکوت راوی» با کمی تفاوت و شاید بهتر است بگویم خودسانسوری به دست مخاطب رسید. انتشار آن زمانی آماده شد که دوره‌ی تغییر مدیریت‌ها بود. به همین دلیل دوست نداشتم با مشکل خاصی روبرو شوم. کمی فضای موسیقی را سبک‌تر و شاید سطح‌ پایین‌تر ساختیم. به طور مثال صدای سازها را از جمله پارگیتارو پایین گرفتم.

(6)       : کریستوفِک هنرمند امروز را  اینگونه تعریف می کند :«همواره در سفر بودن و به جای پرداختن به کار هنری بیشتر وقت خود را به صحبت با دیگران پرداختن»

(7)       : پیر سوانه در کتاب «مبانی زیباشناسی» در بخشی که قصد تعریف هنرمند ِ امروز را دارد، او را به این شکل تعریف می کند :«در واقع، می توان گفت هنرمند معاصر  باید مثل یک مدیر شرکت رفتار کند. او مدیر شرکت هنری خودش است و محصولاتش را از طریق یک شبکه ی بین المللی ِ توزیع به فروش می رساند. در هر حال هنرمند بودن به معنای همچون هنرمندان رفتار کردن است، یعنی پذیرفتن یک نقش و خود را به صحنه آوردن. هنرمند برای شناخته شدن به اینهمان گویی دچار شده است: او دائما از هنرمند، هنرمند می سازد»

ــــــ این نوشته قبلا در شماره‌ی  131 ماهنامه‌ی «هنر موسیقی» منتشر شده است؛ علاقه مندان می توانند فایل PDF مطلب را از طریق این لینک مشاهده کنند.