بایگانیِ دستهٔ ‘Pantheist’

Pantheist – Amartia

منتشرشده: 2013/02/14 در Pantheist

Pantheist - Amartia (4)

Pantheist بندی اصالتا» بلژیکی است که بعدها به دلایل مختلف انگلیسی شد! سبک بندFuneral Doom Metal می باشد؛ و این بند یکی از خلاق ترین بندهای این سبک به شمار می آید.
این آلبوم دومین آلبوم رسمی Pantheist می باشد.

در این آلبوم دو تن از اعضای این بند ِ چهار نفره عوض شده اند؛ و به جای آنها Mark Bodossian که سابقه ی فعالیت در بندهای بزرگی همچون Esoteric و Mournful Congregation را دارد، به عنوان Bassist؛ و Andy Semmens که او نیز سابقه فعالیت در Esoteric را داشته به عنوان درامر و در بخش هایی به عنوان وکال استفاده شده است.

مرد اصلی و خلاق این بند – KostasPanagiotou – اشعار، کیبورد و بعضی قسمت های وکال این آلبوم را نیز همانند آلبوم های قبلی و بعدی به عهده گرفته است.

KostasPanagiotou یکی از خلاق ترین افرادی است که تا به حال به دنیای Funeral Doom Metal معرفی شده؛ خلاقیت این فرد، سوای مسائل مربوط به هوش و پشتکار او به این دلیل است که در هر آلبوم با افراد مختلفی کار می کند! در حقیقت در هر آلبوم Pantheist، افراد مختلف وارد بند می شوند و می روند! و این شبیه به همان کاری است که Dave Mustane برای Megadeth انجام می دهد! و به همین دلیل هم هست که Megadeth در هر آلبوم باز هم حرف های زیادی برای گفتن دارد!

این آلبوم در سال 2005 ریلیز شده و دارای 10 قطعه می باشد. کلیت مفهوم اشعار این آلبوم در رابطه با هفت گناه مهلک است. این آلبوم توسط لیبل Firedoom Music منتشر شده.

بررسی کلی Amartia :

خلاقیت استفاده از Clean Vocal در این آلبوم نیز همانند آلبوم قبلی مورد استفاده واقع شده؛ و از دو گونه ی Clean Vocal و Growl Vocal به خوبی، به جا، جذاب و جالب استفاده شده است.
سولوهای به جا، اصولی و نسبتا خوب که توسط گیتار لید در سرتاسر آلبوم به گوش می خورد.
گیتار ریتم، ریتم های جذابی را طراحی کرده بود، بطوری که گوش سپردن به آن آکوردها نه تنها خسته کننده نبود بلکه دوست دارید ساعت ها همان ریتم را بشنوید و از آن لذت ببرید. همچنین این ریتم های عالی باعث شده که اتمسفر و حال و هوای موسیقی به خوبی به شما منتقل شود. بواسطه ی همین ریتم های آهنگین و جذاب کار وکال ، کیبورد و گیتار سولو نیز آسان شده بود!
گیتار باس نیز ضمن کمک به ریتم موسیقی در مواقعی نیز به وضوح شنیده می شد که خب جذابیت های خاص خودش را داشت.
اتمسفر کلی این آلبوم برای القای یک حس خاص تلاش می کرد، این حس در تمام این قطعات به شیوه های مختلف وجود داشت.
ارتباط نزدیک Kostas با دوست، همراه و هم کشوری اش، Stijn van Cauter، باعث شده تا Kostas نیز در مواقعی برای ساخت فضاسازی های Ambient زیاده روی کند و این زیاده روی باعث خسته کننده شدن موسیقی گردد؛ بطور مثال می توان به فضاسازی های Ambientگونه ی قطعه ی دوم این آلبوم(Gluttony) اشاره کرد که واقعا در مواقعی خسته کننده است و حتی ممکن است فکر کنید که Stijn van Cauterپشت این فضا سازی ها است!
درامز نیز در مواقعی که باید حس رعب و وحشت را ایجاد کند بخوبی از پس آن برمی آید(اوایل دقیقه 10 در Apologeia) و در مواقعی که وظیفه اش القای حس تکرار است نیز الگوهای خوبی را استفاده می کند(در سراسر قطعه ی Sloth).همچنین در مواقعی نیز با کیبورد همراهی می کنند و با یکدیگر به ملودی وکال کمک می کردند (اوایل دقیقه 2 درFirst Prayer).
شخصا ترک های First Prayer، Apologeia، Lust(که از اثار قبلی این بند نیز بود)، Envy را بیشتر می پسندم. خصوصا Apologeia که شاهکار هست!

گوش دادن به آثار این بند برای هرکسی که از علاقه مندان به Funeral Doom می باشد، از واجبات است!

پ .ن : بحث کوچکی در ارتباط با قطعه ی Apologeia و در کنار آن بحثی در رابطه با این شاخه :
در زمانی که کلمه ی Apologeia در لحظه 4:44 خوانده می شود چند اتفاق برایش می افتد:
اگر هجاهای کلمه ی Apologeia را بنویسیم می شود : آ/پل/جی/آ
در لحظات 4:44 تا 7:10 وقتی کلمه Apologeia خوانده می شود و موسیقی خواستار همراهی با ان است در زمانی که از هر هجا به هجای بعدی می رویم گیتار سولو قدرت می گیرد؛ به عبارت دیگر وقتی هر هجا خوانده می شود گیتار سولو نیز همان نت را با قدرت تکرار می کند و این قدرت گرفتن تا پایان همان هجا ادامه دارد و کم کم آرام می شود و وقتی وارد هجای بعدی می شویم دوباره با زدن پیک به تار، شاهد قدرتمند شدن آن هستیم و این قضیه تا 5:44 (دقیقا یک دقیقه!) درباره این 4 هجا ادامه پیدا می کند.
بعد از 5:44 وکال خواستار همراهی ساز دیگری با خود است! به همین منظور برای اینکه آن ساز ریتم خود را پیدا کند، وکال دو بار دیگر این کلمه را تکرار می کند تا ساز دیگری که خواستار همراهی و قدرت بخشی به هجاهای آن است خوب جایگیری کند!(از 5:44 تا 6:06 را گوش کنید)
بعد از این جایگیری ، وکال با آن ساز، دوبار دیگر می خواند (از 6:06 تا 6:30) و اتفاقا آن ساز همان نتها را نیز تکرار می کند – یعنی در زمان بیان هر هجا قدرت بیشتری می گیرد – بعد از آن، باز هم همان ساز اینبار به همراه درامز وارد عمل می شود(از 6:30 تا 7:12).
اما این همه کار برای چیست؟ برای اینکه از این سه دقیقه تکرار و تکرار و تکرار به بهترین شکل ممکن لذت ببرید!
Funeral Doom سبک تکرار و تکرار و تکرار است اما نه از نوع خسته کننده اش! بلکه از نوع لذت بخش آن! تکرار هم اصول خاص خودش را دارد؛ متاسفانه در حال حاظر، هستند بندهایی که اصول این سبک را نمی شناسند و Funeral Doom را خسته کننده کرده اند؛ و بدبختانه در حال رشد نیز هستند!…

//