بایگانیِ دستهٔ ‘Skepticism’

Skepticism – Alloy

منتشرشده: 2013/02/14 در Skepticism

Cover

کاور اثر، یک اثرِسراسر انتزاعی، در جهت اهداف بند و هویت کلی آلبوم است. کاوری که نه تنها تعریف کلی ای از آلبوم به ما می دهد، که این شاخه خاص موسیقی را برای ما بازتعریف می کند. انتزاعی که از اکسپرسیونی ذهن گرا به وجود آمده و در صدد «بیان» اندیشه ها، ذهنیت ها، احساسات، درون مایه ناخودآگاه و از همه مهمتر «واقعیت های درونی خود» است. Skepticism در Alloy نه تنها به بازتعریفی از سبک فراموش شده ی funeral doom metal می رسد که اکسپرسیونیسم را برای ما تعریف می کند. Alloy «بیان»ــی است که در انتزاعی ترین حالت ممکن، «واقعیات درونی» هر انسانی را کندوکاو می کند.

همانگونه که اکسپرسیونیست ها نمایانگر حقیقتی بودند  که بصورت درونی و ذهنی شکل گرفته ؛ Skepticism نیز در Alloy حقیقت را به شکل subjective در اختیار مخاطب قرار می دهد. Skepticism همانند اکسپرسیونیست ها از بازنمایی واقع گرایانه واقعیت های خارجی خودداری می کند و در عوض ِ آن، ذهنیات شخصی خود را از درون و جهانش به ما عرضه می دارد. همانگونه که امیل نولده در تابلو جیغ با استفاده از رنگ های خشن، قوی، غیر معمول و تند تفسیر خود را از جهان بیرون به مخاطب ارائه می کند؛ Skepticism نیز در Alloy با استفاده از موسیقی نامتعارف، خشن و قوی اش به تفسیری از جهان بیرون و درونش میرسد. تفسیری که با نوع خاصی از موسیقی که Skepticism آنرا به نمایش می گذارد گره خورده است.

یکی از نکات جالب دیگری که در بررسی رابطه هنر اکسپرسیونیستی و موسیقی Doom Metal به آن برمیخوریم وجه اشتراک «اتمسفر و فضای» آثار اکسپرسیونیستی با Doom Metal است. به عنوان مثال در ادبیات نمایشی اکسپرسیونیستی فضای کار میبایست رویاگونه و کابوس وار باشد و برای این امر میتوان از شیوه های مختلفی همچون نورپردازی های سایه دار و غیر واقعی، بیان دیالوگ ها به شکل کوتاه و استفاده از لوازم صحنه با اشکال غریب و احساس برانگیز استفاده کرد. و ما در اکثر اثار Doom Metal و خصوصا funeral doom شاهد آن هستیم که اینگونه فضاهای رویاگونه چه با فضاسازی های کیبورد و سینتیسایزر، چه با سولو های سوزناک و چه با Growl Vocal در حال شکل گیری است.

مینیمالیسم (ساده گرایی)ــی که Thergothon ، Skepticism و چند بند دیگر از هم دوره هایشان به آن پایبند بوده و اصول کار آنها را تشکیل می داد همچنان در Alloy دیده می شود. البته به یاد داشته باشید اثار Skepticism مینیمال نیست!، بلکه از مینیمالیسم تاثیر پذیرفته. همانگونه که از اکسپرسیونیسم تاثیر پذیرفته. مینیمالیسم در موسیقی، شیوه تصنیف موسیقی با استفاده از ایده‌ای است که چند بار تکرار می‌شود از جمله ویژگی های موسیقی مینیمال می توان به «سادگی» و «تکرار» اشاره کرد که این دو ویژگی نه تنها در اثار Skepticism که در اکثر آثار funeral doom به چشم می خورد.

پس، Skepticism از «سادگی و تکرار» مینیمالیسم و« subjectiveبودن و خشونت» اکسپرسیونیسم تاثیر پذیرفته است؛ که این تاثیرات  از اولین دمو بند بنام  Towards My End تا Alloy بدون کم و کاست در آن حفظ شده است. و این قابل ستایش است!

Skepticism در اکثر اثار خود هیچ گاه محتوایی را بدون پرداختن به آن در فرم، ایجاد نمی کند. – این بند طی دو دهه اخیر فرمش ثابت بوده و به سادگی می توان گفت که طی این دو دهه بجز چند خلاقیت کوچک هیچ تغییری در فرم ایجاد نشده. Alloy نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ نه خلاقیت آنچنانی ای در آن به چشم می خورد و نه تغییر چشمگیری! در عوض آن می توان در آن پایبندی به اصول را آموخت؛ پایبندی به اصولی که در دهه 90 پایه گذاری شد و Skepticism همچنان به آن پایبند است.- در Alloy نیز هیچ محتوایی بدون پرداخت کردنش در فرم بوجود نمی آید. به عنوان مثال می توان به قطعه Antimony اشاره نمود.

Antimony قطعه ای است که ساختار ساده ای دارد و در عین این سادگی زیرکی هایی نیز دران نهفته است. این قطعه با تکنوازی کیبورد که تاثیر پذیرفته از موسیقی کلاسیکال است اغاز می شود و پس از آن با فضاسازی کیبورد و همراه شدن گیتار الکتریک، ریتم اصلی موسیقی مشخص می شود. فضاسازی ای که با کیبورد صورت پذیرفته و از ابتدا تا انتهای قطعه نیز تغییری نمی کند بسیار هوشمندانه و حتی می توان گفت در راستای اشعار ساخته شده! همانطور که قبل تر اشاره شد ، Skepticism بواسطه فرم مفاهیم خود را بیان می کند. در این میان قرابتی که این فرم با اشعار دارد از اهمیت بالایی برخوردار است. حسی که از گوش دادن به این فضاسازی به ما دست می دهد چیزی جز «سرما»، «سکوت» و«تاریکی» نیست و ما در شعر این قطعه نیز می بینیم که شاعر همین فضا را با جزئیات بیشتری برای مخاطب ترسیم می کند.

«رفته رفته سرد می شود و حسش می کنم؛

حس می کنم این سرما را، سرمایی که به تک تکِ استخوان های انگشتانم نفوذ کرده…

تاریکی؛ همچون عبایی شانه هایم را نوازش می کند

و سکوت، چنان نزدیکم شده که گویی آنی دیگر لمسم خواهد کرد»

می توان گفت الگو های انتخابی درامز در Alloy زیباتر و بهتر از آثار قبلی هستند؛ همچنین اصوات snare بسیار کنترل شده تر از آب درامده و Crash ها نیز به موقع نواخته می شد و حتی در مواقعی شوک جالبی به موسیقی وارد می کرد.

در ریف ها، یا بهتر بگوییم، آکورد های مشخصی که پشت سر هم تکرار می شدند خلاقیت خاصی دیده نمی شد اما در موارد معدودی کلین گیتار نقش های مهم و زیبایی را ایفا می کرد.

Vocal نیز همان Vocal همیشگی بود؛ سرد، بی روح و در عین حال سرشار از احساس؛ احساسی که هر کسی قابلیت درک آنرا ندارد…

با در نظر داشتن تمام مواردی که ذکر شد، همچنان نقدهایی بر Skepticism وارد است؛ اینکه در فرم خاصش تغییری ایجاد نشده قابل تقدیر است، اینکه هسته اصلی بند همچنان سر پاست قابل تقدیر است؛ اما فقدان خلاقیت و نبود ایده های بکر در Alloy نه تنها برای Skepticism که برای شاخه Funeral Doom Metal خطرناک است. چراکه از طرفی ممکن است این شاخه را خسته کننده کند و به ورطه تکرار سوق دهد و از طرف دیگر به بند هایی که هنوز اصول را نمی دانند اجازه رشد بی مورد دهد! امیدوارم Skepticism خود را محدود نکرده و همانند دهه 90 که دری جدید برای Doom Metal گشود باز هم بتواند در Funeral Doom تغییراتی ایجاد کرده و با به وجود آوردن خلاقیت های اصولی طرفداران را شگفت زده کند.