بایگانیِ دستهٔ ‘Swallow The Sun’

Swallow The Sun - Emerald Forest and the Blackbird 2012

Band: Swallow the Sun
Album: Emerald Forest and the Blackbird

Year: 2012

Swallow the Sun گروهی است که با دغدغه هایش زندگی می کند. دغدغه هایش را به مخاطب عرضه می دارد و او را با خود همراه می کند. بیش از نیمی از موفقیت این بند از سر همین دغدغه مند بودن اوست. دغدغه هایی که با المان های مشخصی شناخته می شوند و با پرداخت به آن المان ها در حد تئوریک باقی نمانده و به فرم و حس تبدیل می شوند.

هنگامی که به دیسکوگرافی Swallow the Sun نگاه می کنیم متوجه می شویم که همواره یک گذار از المان های مختلف را شاهد هستیم. المان هایی که شاید در کنار هم آمدنشان احمقانه جلوه کند اما در عین حال پیوستگی خاصی بین یکدیگر دارند و یکدیگر را رشد می دهند. Swallow the Sun این المان ها را در هر اثر خود به گونه خاصی پرداخت می کند. این پرداخت به المان های مذکور در گیر و دار تئوریک و در حد لیریک باقی نمی مانند، بلکه با ابزار موسیقی به فرم تبدیل می شوند. دست یافتن به موسیقی ای که فضایی در قرابت با محتوای اشعار را به دست دهد تنها نکته ای است که باید از یک آلبوم موسیقی با کلام انتظار داشت. سطح کیفی دست یابی به این فضا، میزان ارزشمندی گروه را معین خواهد کرد. در این اثر المانی که به دامنه آثار این بند اضافه شده «طبیعت» است. المانی که کلیتش اساسا زیباست. و به این زیبایی در انواع مختلفی پرداخته شده. کمتر سبکی را از سابژانر های موسیقی متال می شناسیم که به این مساله نپرداخته باشند. از Traditional Heavy Metal گرفته تا Doom Metal و NeoFolk و سبک های جدیدتری مثل MetalGaze. پرداختن به «طبیعت» از نگاه Swallow the Sun با استفاده از ابزار مختلفی همچون استفاده از افکتها و سمپل های مختلف در جای جای اثر همچون ابتدای قطعه اول، استفاده از گیتار اگوستیک به شیوه نواختن NeoFolk همانند قطعه دوم، استفاده از اشعار بصورت Recitation  مثل قطعه اول، استفاده از فضاسازی های خاص کیبورد، گیتار سولوهایی با زمان های طولانی و … صورت می گیرد.تمام این موارد زمانی می توانند اثری را به شاهکار تبدیل نمایند که اثر سیر خطی تجربه نشده و بکری نیز با خود به همراه داشته باشد. شاید بزرگترین انتقادی که می توان به اثر اخر این بند فنلاندی داشت همین سیر خطی کلیشه ای و به تابو تبدیل گشته ی اکثر قطعه هایش باشد.

خارج شدن از حد و مرز، تجربه الگوهای بکر و تجربه نشده، سوای بحث مضمون یقینا برای هنر ارزشمند است. اگر تا کنون هنری پیشرفت کرده زاییده امری جز جسارت نبوده. جسارت بی حد و حصری در جهت شکستن مرزها، تابوها و چارچوب ها. انچه که Swallow the Sun در سال 2012 از نظر ساختاری به نمایش میگذارد در حقیقت یک پسرفت و ساختارگرایی به شدت افراطی است. آثاری که Swallow the Sun در طی فعالیت چند ساله خود ارائه کرده، در حقیقت کار کشیدن بیش از اندازه از ساختار کلیشه ای و قابل حدسی است که فراتر از یک چارچوب کلی تلقی شده و به گونه ای برای این سبک به تابوی بزرگی تبدیل گشته. خوشبختانه این گروه فنلاندی با چند زیرکی خاص توانسته از بار ماهیت خسته کننده این ساختار در این آلبوم خلاص شود. اول اینکه در بعضی قطعات مثل قطعه Cathedral Walls با وجود زمان زیاد قطعه نهایتا 2 بار از یک Chorus استفاده کرده است. دوم اینکه بعضا اجزای مختلف این ساختار به حدی قوی و جذاب هستند که ماهیت خسته کننده آنرا پوشش می دهند؛ به عنوان مثال میتوان به قطعه شاید کم ارزش تر این آلبوم بنام Of Death and Corruption اشاره کرد. این قطعه با یک اینتروی بسیار ساده شروع شده که به Verse اول منتج می شود، پس از آن یک بریج مواجهیم که طبیعتا هشدار دهنده Chorus است. در 2:12 ورسی را شاهدیم که از جهت ساختاری کاملا مشابه Verse اول است و تفاوتشان نه حتی از نظر ملودی وکال که از نظر لیریک انهاست پس از آن نیز دوباره بریج و Chorus تا 3:40 که اینترلودی همراه با سولو را می شنویم و بعد هم Chorus و تمام! با وجود اینکه این قطعه ساختار قابل حدسی دارد باز هم قطعه ارزشمندی است. چرا که با هوشمندی زمان قطعه کمتر از بقیه ترک ها در نظر گرفته شده و همچنین اجزای مختلف آن مثل ساختار Chorus جذاب و قوی است.

موسیقی آلبوم به شکل کلی و نسبت به سایر آثار این بند فنلاندی، تمپوی آرام تر و ریف های کم حجم تری را در بر گرفته. ریف هایی که یقینا قابل قیاس با ریف های Death گونه ی New Moon نیستند. وکال نیز در سه گونه Clean، Growl وRecitation  خوانده می شود که در این میان شاهد رشد گونه های Clean وrecitation  نسبت به سایر آثار بند هستیم که در راستای محتوا و اقتضای فضای اثر بوده است. Anette Olzon، وکال Nightwish نیز در قطعه بسیار زیبای Cathedral Walls در این آلبوم همراه Swallow the Sun بوده و در آفریدن کارکتری فرشته گونه به این قطعه کمک نموده است.

هر قطعه در هر آلبوم این گروه فنلاندی داستان می گوید. داستان می گوید و مخاطب را با خود همراه می کند. طوری مخاطب را سر ذوق آورده و مشتاق شنیدن ادامه داستان می کند که متوجه گذر زمان نیز نخواهد شد. این آلبوم با تمام کاستی هایی که از نظر ساختاری در آن وجود دارد، حقیقتا آلبوم فوق العاده ای بود.

ــــــ این نوشته قبلا در شماره‌ی  8 نشریه «دیوان» منتشر شده است