بایگانیِ دستهٔ ‘Uncategorized’

سرچشمه‌ راک ایرانی که ستون پاپ طلایی دهه 1350 شد

تقلید پیچیده یا اصالتِ ساده

نویسنده: امیر بهاری

4154

در تاریخ موسیقی معاصر ایران همواره بخش مهمی نادیده گرفته شده است، مقطعی که جریان «بیت بند»های ایرانی به نوعی پایه گزار «پاپ ایرانی» شدند.  جریانی که حدود 1342 یا 1343 شمسی شکل گرفت و در واخر دهه 40 تبدیل به موسیقی پاپ شد که از آن با عنوان دوران طلایی موسیقی پاپ ایران یاد می‌کنند. واروژان، شهیار قنبری، زولاند، منفرزاده و … همه بعد از این جریان میان دار پاپ شدند و روزگاری دست نیافتنی رقم زدند چرا دهه 1350 را همگی دوران شکوه پاپ ایرانی می‌دانند ولی از چند سال قبل آن سخن نمی‌گوید؟ این بیت بندها چه مشکلی داشتند که تا این حد نادیده گرفته شدند؟ اصلا این بیت بندها چه ویژگی‌هایی داشتند که ما از آنها به عنوان آغازگران راک در ایران یاد می‌کنیم؟

برای پاسخ به پرسش‌های فوق اول مرور کوتاهی کنیم بر اتفاقات مهم موسیقی در ایران معاصر؛  سال 1323 رادیو پخش برنامه‌ای مستقل برای موسیقی را آغاز می‌کند و این آغاز یک تحول بزرگ است. برنامه تک نوازان درآمدی بر شکل گیری جریان موسیقی «گلها» بود که نزدیک به سه دهه مهم‌ترین جریان موسیقی ایران محسوب می‌شود، از این منظر که هم عنوان موسیقی اصیل ایرانی را با خود داشت و هم تا حدودی زیادی مردم  همراه او بودند. از طرف دیگر از میانه همان دهه 1320 پدیده‌هایی مثل قاسم جبلی و بهرامسیر مطرح و باعث و به وجود آمدن سبک موسیقی «کوچه بازاری» شدند. اینگونه قشر ضعیف و پایین شهر هم صاحب سبکی از موسیقی می‌شوند که از آن می‌توان  به عنوان پویاترین ژانر موسیقی ایرانی یاد کرد البته با این پیش فرض که این موسیقی خودش بستر عرضه خود را فراهم کرده بود و عرضه و تقاضایی مستقل داشت و نکته دیگر اینکه حداقل از منظر مردمی جریان موفقی بود و از جایی هم بودجه نمی‌گرفت.  این بدان معنا نیست که از منظر زیبایی‌شناسی هم موسیقی موفقی بود ولی به اندازه خودش المان‌های فرمالی داشت که بتواند با رعایت قواعد آن، موسیقی عامه پسند تولید کند.

در سال  1332 کودتا رخ می‌دهد و بسیاری از جوانان تحصیل کرده و سرخورده راهی فرنگ می‌شوند تا تحصیل کنند یا ادامه تحصیل بدهند. در این مقطع تاریخی سفرهای جوانان به کشورهای اروپایی و امریکا برای تحصیل گسترش می‌یابد. بعد از کودتا قراردادهای نفتی ایران تغییر می‌کند و قراردادی با عنوان «کنسرسیوم» نوشته می‌شود. در واقع امریکایی‌ها هم در صنعت نفت ایران سهیم می‎شودند و به مرور زمان و از میانه دهه 30 به بعد، کارمندان امریکایی بسیاری برای کار در شرکت نفت به ایران می‌آیند. آنها تفریحات خودشان را لازم داشتند در نتبجه باعث ورود چهره‌های شاخصی از موسیقی به ایران می‌شوند. دوک الینگتون ، دمیس روسس و … برای اجرا به ایران می‌آیند اما تاثیر مهمتر حضور امریکایی‌ها ، پخش با تاخیر برنامه‌های برخی از شبکه‌های امریکایی در ایران است که مخاطب ایرانی هم می‌توانسته آنها را ببیند. و در آن دوران (دهه 50 و اوایل 60 میلادی) تلویزیون عطش خاصی برای نشان دادن ستاره‌های موسیقی داشت که شاید رفتن به کنسرت‌های آنان برای مردم عادی و سطح پایین امریکا هم سخت بود. دیدن اجرای این ستاره‌ها بر روی  قشری از نوجوانان ایرانی که بضاعت خرید تلویزیون  را داشتند تاثیر گذاشت. بخش عمده امریکایی‌ها در جنوب ایران در پالایشگاه‌ها مشغول به کار بودند و سرچشمه این تاثیرگذاری، اتفاقاتی است که در جنوب ایران رخ داد. اما در شمال کشور چه خبر بود؟ جوانی که برای تحصیل به خارج رفته باز می‌گردد و برای تفریح به شمال ایران می‌رود او با موسیقی پاپیولار زمان خودش (یعنی راک اند رول) آشناست. دلش می‌خواهد چند صباحی که رامسر یا متل‌قوست برایش «راک اند رول» اجرا کنند و به خاطر همین بخش عمده‌ای بیت بندهای ایران در شمال ایران متولد می‌شوند. فریدون ریاحی(عضو گروه استورم) برای نگارند روایت کرد که نوجوان بودند و به دعوت شهبال شب‌پره گروه «استورم» را برای اجرا در هتل میموزا در شمال ایران تاسیس کردند. ظاهرا در آن دوران گروه شدوز (که در سال 1958 به خوانندگی کلیف ریچارده 18 ساله شکل گرفته بود) در ایران کمی شناخته شده بود  و آنها با کاور هیت‌های این گروه کار در استورم را آغاز می‌کنند. از آن جالب‌تر این است که دانشجویان ایرانی که برای استراحت و دیدن خانواده تابستان را به ایران باز می‌گردند صفحه‌هایی هم به ایران می‌آورند و به این بیت بندها می‌گویند که این  موسیقی را برای آنها اجرا کنند. زمان که می‌گذرد گزینه‌های زیادی برای کاور کردن در موسیقی این گروه‌ها مطرح می‌شود مثل بیتلز، جان لی هوکر و … حتی در ادامه ظاهرا کار به کاور از گروه‌هایی مثل کینگ کریمسون و جنسیس که موسیقی پیچیده‌تری تولید می‌کردند هم می‌رسد. مسیح محقق مشهور به شیدی (که گروه «مومیایی‌ها» را با برادرانش به راه انداخته بود و در دهه 1350 چند سالی هم با گروه عجوبه‌ها کار کرد) برای نگارنده روایت کرد که چگونه بدون پارتیتور و با سختی بسیار  و به شکل «گوشی»لاین گیتار و سلوهای قطعه اپیتاف (Epitaph ) از گروه کینگ کریمسون را بازنوازی (کاور) کرده بود.

در میانه دهه 1340 این گروه‌ها زیاد شده‌اند. مخاطب آنها کسانی هستند که موسیقی «گلها» را مخمور می‌داند و موسیقی کوچه بازاری هم برایش خوشایند نیست، بوی مردم خیلی بی‌فرهنگ را می‌دهد. جالب اینکه محمدرضا شاه هم به این بیت بندها علاقه دارد ولی ظاهرا دوست ندارد کسی از علاقه‌اش چیزی بداند چراکه بعضا گروه‌ها را بی سر و صدا به ویلای و استراحتگاه‌های شخصی می‌برد تا برایش موسیقی اجرا کنند!

از میانه دهه 1340 آنها به تدریج می‌آموزند که «راکر»  باشند هرچند که عمر این جریان موسیقی قد نمی‌دهد اما موهایشان را بلند می‌کنند ، به نحوه دیگری لباس می‌پوشند و یا بطور مثال سعی می‌کنند برای پرفرمنس‌هایشان ایده داشته باشند. مثال گروه سینرز(گناه‌کاران) که در فستیوال موسیقی جوانان امجدیه داخل قفس وارد صحنه می‌شوند. بعضا موهای بلندشان به عنوان یک مرد برای آنها مشکل ایجاد می‌کند و مورد آزار و اذیت لفظی و حتی فیزیکی قرار می‌گیرند. این گروه‌ها در آن مقطع زمانی زیاد بودند هرچند که خیلی از آنها «کاباره» را به «کافه» ترجیح دادند و یکمرتبه زندگی‌شان رنگ و بوی دیگر به خود گرفت.

عین‌الله کیوان شکوه نوازنده پیشکسوت درامز که با لقب «عینی » هم شناخته می‌شود، شهرام شب‌پره را اولین بنیانگذار پاپ فارسی می‌داند او روایت می‌کند که شب‌پره ریتم چهار چهارم ترانه «I saw her standing there» را به شیش هشتم تغییر داد و کلام فارسی روی آن گذاشت و اینگونه اولین ترانه پاپ فارسی شکل گرفت. ظاهرا اگر بندی (گروهی) به جای کاور کردن و انگلیسی خواندن ، فارسی می‌خواند  از «کافه» به «کاباره» می‌رفت. یعنی در «کافه» انگلیسی می‌خواند، مخاطب با کلاس‌تری داشت و البته پول کمتری گیرش می‌آمد.  در «کاباره» فارسی می‌خواند ولی پول بسیار بیشتری به خانه می‌برد. خیلی از آنها که بند داشتند و مشغول کاور قطعاتی با پترن‌های پیچیده مثلا از گروه کینگ کریمسون و یا جنسیس بودند، اصلا دوست نداشتند فارسی بخوانند و این کار را به خاطر راهی «کاباره» شدنش مزمت می‌کردند. در واقع آنچه امروز ما فکر می‌کنیم که گروه‌ها و هنرمندان  که اولین بار فارسی خواندند، پیش رو بودند محل تردید است بلکه آنها به زعم هم نسلانشان کسانی بودند که مثل فاوست روح‌شان را به شیطان فروخه بودند حتی آنها که به جای شیش هشتم ، دوچهار یا چهار چهارم ترانه فارسی ساختند هم از این قاعده مستثنی نبودند. اگر درباره فرهاد مطالعه کرده باشید حتما می‌دانید که این هنرمند وارسته علاقه‌ای به فارسی خواندن نداشته و تا سال‌ها در کوچینی بلوز و راک کاور می‌کرد  و ترانه «مرد تنها» شهیار قنبری باعث می‌شود که او فارسی بخواند.

اما هر چه که بود آن بیت بندها ستون‌های چیزی شدند که بعدها به عنوان پاپ ایرانی شکل گرفت و در عمل موسیقی ایران، راک و راک اند رول را فراموش کرد ولی نمی‌دانم چه سِری است که از این وجه فرهنگی دهه چهل کمتر گفته و نوشته شده است. در صورتی که جریان بسیار مهم و تاثیرگذاری بودند. حتی در فیلم‌های ایرانی که آن دوران ساخته می‌شدند به جز یکی دو مورد هیچ اثری از این اجراها  و گروه‌ها نیست. یکی از معدود نمونه‌ها اجرای گروه «بلک کتز» در فیلم «راز درخت سنجد» ساخته جلال مقدم فقید است.  شاید یکی از دلایل این غیبت دور بودن این  بیت بندها از فرهنگ ایرانی بود. یعنی جدای از انگلیسی خواندن حتی آنها که در همان قالب و ساختار فارسی خواندند هم چندان مطرح نشدند و یا اگر مطرح شدند، مطرح باقی نماندند. بحث راک فارسی سال‌های بعد از انقلاب بماند برای بعد ولی هرچه که هست این موسیقی حداقل قبل از انقلاب خریدار چندانی  نداشت، حتی روشنفکران چپ هم توجهی به آن نداشتند. شاید آن وجه اعتراضی جهانی راک آن دوران در این موسیقی دیده نمی‌شد کما اینکه همین امروز هم دیده نمی‌شود. آیا شما اعترض و عصیانی در موسیقی  رضا یزدانی، کاوه آفاق یا حتی کاوه یغمایی می‌بینید؟

 

__ این نوشته قبلاً در شماره 160 ماهنامه «هنر موسیقی» منتشر شده است.

مرور بر 10 موزیک-ویدئو تاثیر گذاری تاریخ موسیقی

انقلابی که کوئین و بیتلز به راه انداختند

نویسنده: کریستین کاولی

مترجم: انیسا رئوفی

image-w1280

اشاره: کریستین کاولی روزنامه نگار توانمند در دو حوزه تکنولوژی و موسیقی است. مطلبِ پیش رو را درباره تعدای از موزیک-ویدئوهای مهم تاریخ موسیقی معاصر نوشته که هر کدام در زمان خود تحولات بزرگی را به وجود آوردند و البته به لحاظ مردمی هم به شدت مورد توجه قرار گرفتند. این مطلب با اینکه  در مورد تنها 10 اثر مطرح و درخشان این مدیوم مدرن تصویری-موسیقایی است اما نکات جذاب و کلیدی بسیاری را مطرح می‌کند. از اینکه گروه بیتلز به عنوان ابر گروه تاریخ موسیقی پاپ تا چه حد به مسئله ویدئو اهمیت می‌دادند تا اینکه گروه کویین چگونه برای تفره رفتن از حضور در برنامه مشهور «تاپ پاپ» چرا که باید پلی بک برنامه اجرا می‌گردند، دومین موزیک-ویدئو رسمی تاریخ را تولید کردند و برای این ویدئو از ایده درخشانی هم استفاده کردند. از اینکه چگونه ام.تی.وی فتح باب پخش گسترده موزیک-ویدئو بود ولی امروز قافیه را به یوتیوب باخته است و …. اگر اهل موسیقی هستید در این متن خواندنی ها بسیار است.

***

ام‌تی‌وی این روزها چندان علاقه‌ای به نمایش موزیک-ویدئو ندارد اما در دوره‌ای که داشت، کمک زیادی به این مدیوم و حرفه‌های مربوط به آن کرد و تبدیل به یک پدیده شد.

مدیوم موزیک-ویدئو در سال 1981 یعنی سال بازگشایی ام‌تی‌وی، به یک‌باره و از هیچ، ظاهر نشد بلکه پیش از آن نیز تعداد زیادی موزیک ویدئو ساخته شده بود اما تعداد کمی از آن‌ها به موفقیت دست پیدا کرده بودند و آن موفقیت‌های معدود هم به لطف شوهای هفتگی پاپ در بعضی شبکه‌های تلویزیونی بود که گاهی به مناسبت‌های خاص روی آنتن می‌رفتند.

امروزه موزیک-‌ویدئوها در یوتویوپ بسیار پربیننده هستند و می‌توان مدیوم موزیک-ویدئو را متاخرترین مرحله در تحولات انقلابی فیلم و مشتقات آن دانست مدیومی که اثر مربوط به آن می‌تواند به اندازه یک فیلم بلند استادانه و به اندازه یک عکس خانوادگی شخصی باشد.

برای مرور تاریخچه‌ی موزیک‌ویدئو و نمایش تغییر تحولات آن در طول این چند دهه نگاهی می‌اندازیم به ده موزیک‌ویدئوی شاخص که در پنجاه سال گذشته ساخته شده‌اند.

 

«دشت‌های ابدی توت‌فرنگی» از گروه بیتلز سال 1967

گروه بیتلز با قطعیت مهم‌ترین گروه در تاریخ موسیقی پاپ است و پل مک‌کارتنی یکی از موثرترین چهره‌های آن که هنوز هم بعد از گذشت 50 سال از فروپاشی گروه می‌توان تاثیر او را دید. اما درباره موزیک-ویدئو‌های این گروه چه می‌دانیم؟

اگر به دهه‌ی 60 میلادی بازگردیم آثار معدودی در حوزه موزیک-ویدئو پیدا می‌کنیم. در آن زمان هنوز خبری از ام‌تی‌وی نبود و گروه‌های موسیقی که به طور پیوسته در تورهای طولانی به سر می‌بردند زمان کمی پیدا می‌کردند تا در استودیوهای تلویزیون حاضر شوند و آثارشان را برای ضبط و پخش در تلویزیون اجرا کنند. گروه بیتلز که از نتیجه‌ی فیلم‌های تبلیغاتی1 «شب یک روز سخت» و «کمک!» بسیار خرسند بود بعد از اتمام تور سال 1966 تلاش کرد یک سری فیلم‌های تبلیغاتی برای تک‌آهنگ‌هایش تولید کند.

با اینکه شاید موزیک‌ویدئوی«من گراز دریایی‌ام» مشهورترین موزیک‌ویدئوی بیتلز در این دوره باشد اما این فیلم تبلیغاتی «دشت‌های ابدی توت‌فرنگی» است که به خاطر اسلوموشن‌ها، فید‌ها و فیلتر‌های تصویربرداری، میکس‌ها، ریورس‌ها و زوایای غیرمعمول دوربین، مهمترین ویدئوی آن‌ها محسوب می‌شود.

البته بیتلز تنها گروهی نبود که در آن دوره فیلم‌های تبلیغاتی می‌ساخت، هنرمندان بین‌المللی و سرشناس دیگری مثل «کینکز» (Dead End Street، Apeman)، «بیچ‌بویز» (Good Vibrations) و باب دیلن (Subterranean Homesick Blues) نیز از این ایده استفاده کردند.

 

«بوهمین راپسودی» (حماسه‌ی کولی) اثر گروه کویین سال 1975

هشت سال بعد، موزیک-ویدئو هنوز چیزی نبود جز یک فیلم تبلیغاتی که گه‌گاهی ساخته می‌شد، و معمولا از بهم پیوستن اجراهای تلویزیونی تشکیل می‌شد. بعضی از هنرمندان مثل دیوید بووی فیلم‌های تبلیغاتی‌ای ضبط کردند اما به طور کلی ایده‌ی موزیک-ویدئو هنوز در سایه‌ی غفلت باقی مانده بود و برنامه‌هایی مثل «تاپ‌های پاپ» در اروپا وجود داشتند که حتی اگر هنرمندان برای اجرا در آن ها حضور پیدا نمی‌کردند ترجیح می‌دادند قطعات آن‌ها را با رقصندگانی همراهی کنند.

وقتی در سال 1975 قطعه‌ی «بوهمین راپسودی» اثر گروه «کوئین» جایگاه نخست جدول‌های پرفروش را از آن خود کرد گروه در تور به سر می‌برد و نمی‌توانست برای ضبط یک قسمت از برنامه‌ی «تاپ‌های پاپ» در استودیوی بی‌بی‌سی حضور پیدا کند. در نتیجه اعضای گروه یک ویدئوی مخصوص برای این مناسبت تهیه کردند که ابتدا و انتهای آن بخش‌هایی از اجرای گروه روی صحنه بود و بخش میانی از مجموعه‌ای تصاویر تشکیل می‌شد که بخش «اپرا» را همراهی می‌کرد و  با استفاده از آخرین تکنولوژی‌های تدوین به بخش‌های ابتدا و انتهایی چسبیده بود.

پذیرش این ایده از جانب مردم بسیار قابل توجه بود و باعث شد این قطعه برای نه هفته‌ در صدر جدول بریتانیا باقی بماند.

[ویدئویی که تهیه شد برای زمان خودش بسیار مبتکرانه بود. در واقع اولین باری بود که تصویر بر آهنگ اولویت پیدا می‌کرد. تصویر بر اساس عکس پشت جلد آلبوم «کوئین 2» تهیه شده بود، چهار نفر اعضای گروه نشته و به سایه‌هایی بالای سرشان نگاه می‌کردند. این ویدئو توسط Bruce Gowers کارگردانی شده و طی سه ساعت با هزینه‌ی 3500 پوند در محلی که برای تمرین به گروه اختصاص داده شده بود فیلمبرداری شد. این اثر در زمان خود ویدئویی با تکنیک قوی و پیشرفته محسوب می‌شد و اولین موزیک ویدئویی بود که با عنوان «ویدئو» و نه «فیلم» فیلمبرداری شد.

وقتی شبکه امریکایی ام‌تی‌وی در سال 1981 راه‌اندازی شد، بیشتر ویدئوهایی که پخش می‌کرد ویدئوهایی بودند که به همین مناسبت توسط هنرمندان انگلیسی تهیه شده بودند. راجر تیلور در شماره 12 دسامبر 2004 روزنامه ابزرور شرح می‌دهد: «ما هرکاری که برایمان امکان داشت انجام دادیم تا از حضور در برنامه «تاپ‌های پاپ» اجتناب کنیم چون اولا حضور در این برنامه یکی از کسل کننده‌ترین کارهایی بود که آدم مجبور می‌شد انجام دهد و دوم اینکه کل این برنامه تظاهر بود، تظاهر به خواندن، تظاهر به نواختن ساز. در واقع ما برای اجتناب از حضور در برنامه‌ی «تاپ‌های پاپ» به ایده‌ی ویدئو رسیدیم.]

 

«تریلر»  (یا نمایش ترسناک) از مایکل جکسون سال 1983

در زمانی‌که حرفه‌ی مستقل مایکل جکسون با آلبوم «تریلر»اش حسابی توجه عموم را به خود جلب کرده بود، ویدئوهای پاپ دیگر امری عادی شده بودند و هنرمندان برای کمک به فروش آثارشان فیلم‌های بیشتری ضبط می‌کردند.

موزیک-ویدئوی تریلر که جان لندیس (John Landis) آن را کارگردانی کرده بود روز دوم دسامبر 1983 اولین پخش جهانی خود را در ام‌تی‌وی تجربه کرد.

تریلر در کتاب رکوردهای گینس «موفق‌ترین موزیک ویدئو»ی جهان ثبت شده و اولین موزیک ویدئویی است که در «فهرست ملی ثبت فیلم» National Film Registry وارد گردید. اما تاثیر آن از این هم بیشتر و عمیق‌تر است چنانچه از آن زمان تا کنون همچنان الهام بخش موزیسین‌ها و کارگردانان بسیاری بوده است.

 

«پول برای هیچ» از گروه دایر استریت سال 1985

ترکیب تصاویر گرافیکی که با متدهای اولیه کامپیوتری ساخته شده بود با انیمیشن‌ روتوسکوپ شده از اعضای دایر استریتز در اجرای زنده‌شان موزیک ویدئوی «پول برای هیچی» را تشکیل می‌دهد موزیک ویدئویی که تاثیر مهمی در رسیدن این قطعه به جایگاه نخست جدول‌های امریکا داشت.

استیو بارون، کارگردان این اثر، یان پیرسون و گوین بلر را به همکاری دعوت کرد و سیسیتم سی‌جی‌آی FGS-4000 بوش و یک Quantel Paintbox را به کار گرفت تا قطعات انیمیشنی آن را بسازد. دستگاه دوم دستگاهی بود که از اواخر دهه هشتاد تا اواسط دهه نود در تولیدات تلویزیونی بسیار استفاده می‌شد و در سریال «دکتر هو»، تولید بی‌بی‌سی هم گه گداری از آن استفاده شده است.

[ظهور ام‌تی‌وی از همان ابتدا انتقادات زیادی به‌همراه داشته است. ترانه‌ی «پول برای هیچ» از گروه دایر استریت به‌همراه استینگ به عنوان خواننده‌ی مهمان یکی از مهم‌ترین آنها است. این ترانه زبان حال مردی از طبقه‌ی کارگر در حال تماشای ام‌تی‌وی است. او که کارگری در یک فروشگاه لوازم خانگی و صوت و تصویری است به همکارش می‌گوید: «نیگا کن، اینجوری باید کار کرد، توی ام‌تی‌وی باید گیتار زد … برای هیچ پول می‌گیری و دخترا دور و بَرت‌اَن … ما باید این یخچال‌ها و تلویزیون‌ها رو جابجا کنیم، اون‌وخت این بچه‌ خوشگلای موبلند جت شخصی دارن و میلیونرن … من هم باید یاد بگیرم گیتار بزنم.» اما نکته جالب اینجا است همین ترانه در سال 1987 به‌عنوان اولین موزیک ویدئو در شبکه‌ی ام‌تی‌وی اروپا روی آنتن رفت.]

 

«پتک»  از پیتر گبریل سال 1986

پیتر گبریل پس از ترک گروه «جنسیس» چند سالی را بدون اینکه هیچ قطعه‌ی هیتی تولید کند گذراند تا اینکه نوبت به ساخت موزیک ویدئوی پتک رسید که اثری تاثیرگذار و ساخته‌ی ویرجین رکوردز بود.

کمپانی آردمن انیمیشن (که بعدها انیمیشن سریالی والاس و گرومیت را تولید کرد) با به کارگیری خلاقانه‌ی تکنیک‌های ویدئوییِ استاپ موشن (چیزی که شاید امروزه با استفاده از تلفن همراه هم برای ما امکان‌پذیر باشد) سرِ گبریل (و بعد هم بدن او) را به عنوان قالبی استفاده کرد و افکت‌های متعددی را که از دنیای واقعی گرفته شده بودند روی آن گذاشت، از آرایش‌های متفاوت گرفته تا میوه‌ها که در بخشی از ویدئو کل صورت او را فرا می‌گیرند.

نتیجه اینکه ویدئوی «پتک» در سال 1987 نه جایزه ام‌‌تی‌وی را از آن خود می‌کرد و تا به امروز رکورد دار ام‌تی‌وی در تعداد جوایز باقی مانده است و پر بیننده‌ترین موزیک ویدئوی ام‌تی‌وی محسوب می‌شود

 

 

«بادی هالی» از گروه ویزر سال 1994

ویدئویی که برای بزرگترین هیت گروه «ویزر» به کارگردانی اسپایک جونز ساخته شد تصاویری بود ترکیبی از کمدی «روزهای شادی» (Happy Days) که بازیگران اصلی این سریال در آن حضور داشتند و به خوبی لابلای فیلمی از اجرای گروه در رستوران ارنولد درایو تدوین شده بود. این رستوران یکی از لوکیشن‌های معروف این برنامه تلویزیونی بود که در دهه هفتاد پخش می‌شد.

امروزه ترکیب کردن تصاویر جدید از اجرای موزیسین‌ها یا بازیگران با  تصاویر آرشیوی قدیمی کار بسیاری ساده‌ و معمولی است اما این کار در سال 1994 چندان مرسوم نبود و نمونه واقعا موفق آن را تنها در «مردگان پیراهن راه راه نمی‌پوشند» کمدی نوآر استیو مارتین می‌توان مشاهده کرد. بادی هالی در مراسم اهدای جوایز ام‌تی‌وی سال 1995 چهار جایزه برد و همراه با ویندوز 95 روی سی‌دی این برنامه و تحت عنوان «عناوین جالب» منتشر شد و همین مساله به موفقیت بیشتر آهنگ هم کمک کرد.

 

«جنون مجازی» از جمیراکوای سال 1996

بزرگترین هیت جمیروکوای(Jamiroquai)  ترکیبی بی‌نظیر از صحنه‌های رقص است و زمینی که به ظاهر حرکت می‌کند و جی.کی را قادر می‌سازد با روشی به یادماندنی ترانه‌اش را بخواند. این ویدئو در حالیکه به نظر می‌رسید کلا یک برداشت است در واقع از سکانس‌های مختلفی تشکیل شده بود که به طور نامحسوسی با استفاده از حرکت افق‌گرد دوربین در یکدیگر تدوین شده‌اند و البته این تنها جادوی استفاده شده در موزیک ویدئوی جنون مجازی نیست.

همانطور که احتمالا خودتان هم حدس زده‌اید زمین رقص هم واقعا حرکت نمی‌کند بلکه دوربین به پایه‌ای بسته شده که اطراف زمین می‌چرخد. این ویدئو چهار جایزه در ام‌تی‌وی برد و جی کی قطعه‌ی آن را در حالیکه روی دو راهروی متحرک (که روی صحنه نصب شده بودند) می‌رقصید برای تماشاگرانِ مسابقه اجرا کرد.

 

«یک بار دیگر عزیزم»  از بریتنی اسپیرز 1998

برای اولین تک‌آهنگ منتشر شده از بریتنی اسپیرز موزیک ویدئویی ساخته شد که نیگل دیک آن را کارگردانی کرده و در یک دبیرستان می‌گذشت. این ویدئو به سرعت نظر مخاطبان ام‌تی‌وی را به خود جلب نمود و شهرتی جهانی برای اسپیرز به همراه آورد.

برخلاف سایر موزیک ویدئوهای این لیست در «یک بار دیگر عزیزم» چندان خبری از جلوه‌های ویژه نیست بلکه این اثر نمونه‌ی بی‌نقصی است از سینک آهنگ و تصاویر ویدئویی، کارگردانی قدرتمند، کوریوگرافی تحسین‌برانگیز و طراحی لباس واقع‌گرایانه (استفاده از یونیفورم‌های استاندارد مدرسه).

 

«بانوان مجرد» از بیانسه سال 2008

یک موزیک ویدئوی سیاه سفید که چیزی نیست جز بیانسه و دو دختر دیگر که همراه او در صحنه‌ای که به نظر یک برداشت می‌رسد (اما اینطور نیست) می‌رقصند. «بانوان مجرد» در سال 2009 جایزه موزیک-ویدئوی ام‌تی‌وی را برنده شد و به نظر نمی‌رسد از آن روز تا به حال محبوبیت‌اش کمتر شده باشد بلکه عکس این قضیه ثابت است.

با پدیدار شدن یوتیوب در سال 2005 موزیک-ویدئوها به طور گسترده‌ای از ام‌تی‌وی به سایت انتشار ویدئوی گوگل انتقال پیدا کردند جایی که پخش آن‌ها به جای اینکه به ببیننده تحمیل شود بر اساس انتخاب و خواسته‌ی او صورت می‌گرفت. بنابراین «بانوان مجرد» هم از این اتفاق بی‌نصیب نماند.

دانستن این نکته خالی از لطف نیست که کوریوگرافی بانوان مجرد الهام گرفته از اجرایی است که در سال 1969 در یکی از برنامه های «اد سولیوان» انجام شد و توسط باب فاسی(موزیکال ساز برجسته تاریخ سینمای هالیوود) کوریوگرافی شده بود.

کارگردانی جیک نوا، استفاده از رنگ سیاه سفید، پیشرفت چهل‌ساله‌ی کوریوگرافی و این واقعیت که ویدئو شامل ابرستاره‌ای به نام بیانسه بود همگی باعث شدند این دزدی تبدیل به پدیده‌ای آیکونیک شود. تعداد پارودی‌هایی که برای این ویدئو ساخته شده شاهدی بر این مدعاست.

 

«این گونه زاده شده‌ام» از لیدی گاگا سال2011

از زمان مایکل جکسون تا به حال، لیدی گاگا بیش از هر خواننده‌ی دیگری ساخت موزیک ویدئو را در مرکز حرفه‌اش قرار داده است بنابراین تعجبی ندارد که موزیک ویدئوی هفت دقیقه‌ایِ قطعه‌ی «این گونه زاده شده‌ام» را در این فهرست جای دهیم (فهرستی که با دشواری بسیار به ده مورد محدود شده است).

این موزیک-ویدئو که توسط نیک نایت، عکاس مد ساخته شده لیدی گاگا را در چند لباس و گریم مختلف نشان می‌دهد که ارجاعات بسیاری به رم و یونان باستان و افسانه‌های ایشان دارد و البته تاثیرات درستی که این ویدئو از مایکل جسکون گرفته کاملا مشهود است. بی‌تعارف، ویدئوی فوق‌العاده‌ای است.

از آنجا که درباره پارودی هم صحبت به میان آمد باید گفت که این یک قانون در اینترنت است که ما نمی‌توانیم از ویدئوی «این گونه زاده شده‌ام» حرف بزنیم و یادی از پارودی آن، «این گونه اجرا می‌کنم» اثر ویرد ال یانکوویچ نکنیم…

 

 

از ام‌تی‌وی تا یوتیوب… و بیانسه؟

من همین حالا هر جا که باشم، می‌توانم تلفنم را روشن کنم، اپلیکیشن یوتیوب را روی آن نصب کنم و بعد هر ویدئویی که دوست دارم را در آن تماشا کنم. این تجربه خیلی از آنچه در دهه شصت تجربه می‌کردیم فاصله دارد؛ دوره‌ای که اضافه کردن چند دقیقه‌ای فیلم به یک قطعه‌ی هیت، حرکت آوانگاردی محسوب می‌شد.

انقلابی که گروه کوئین در عرصه موزیک ویدئو به پا کرد و بعدها با تجربه‌های موفق دیگری آن را ادامه داد (مثل «ریدیو گاگا» و «اینیندو») وجه کاملا جدید به صنعت موسیقی افزود که در آن بُعد، مشهورترین شبکه تلویزیونی و مشهورترین موزیک ویدئوی تاریخ یعنی تریلر مایکل جکسون خلق شدند.

شبکه ام‌تی‌وی، با اینکه امروزه از نقش پررنگ و اصلی آن روزهایش کنار کشیده – بخشی به علت اینکه بر حقانیت خود به عنوان تهیه کننده شوهای تلویزیونی تکیه دارد و بخشی به این علت که صاحبان آن از رقابت با یوتیوب می‌ترسیدند – همیشه واژه‌ای مترادف و هم‌معنی موسیقی پاپ دهه‌ی هشتاد و نود باقی خواهد ماند.

اما یوتیوب موزیک ویدئو را به کجا خواهد برد؟ آیا ویدئوهای عجیب و غریب لیدی گاگا دارند از این مدیوم سو استفاده می‌کنند یا صرفا از آن بهره‌ می‌برند و استفاده می‌کنند؟ آیا یوتیوب یا سرویس دیگری قادر خواهند بود در آینده روش کاملا جدید برای هوستینگ، پلی کردن و پخش موزیک-ویدئو ارائه کنند؟

 

***

1 –  منظور از فیلم‌های تبلیغاتی در این متن، ویدئوهایی است که تا پیش از رسمیت یافتن تولید موزیک-ویدئو ، هنرمندان موسیقی برای معرفی اثرشان تولید می‌کردند . امکان داشت این فیلم تبلیغاتی (promotional films  ) اجرا یک قطعه با طراحی صحنه به خصوصی باشد(مثل ویدئو مشهور مردی که دنیا را فروخت دیوید بوویی)  و یا اینکه یک فیلم سینمای هالیوودی ( مثل فیلم کمک با بازی اعضای گروه بیتلز ) برای معرفی هرچه بیشتر یک آلبوم یا گروه موسیقی باشد.